فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٠٠ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
از راه دليل عقل بداند كه خدائى هست و انبياء و رسولانى آمدهاند و احكامى براى بشر آوردهاند و وجود انبياء لطف است و معاد و حساب و كتابى هست و در تفصيل آن تقليد كنند و از قول ديگران پيروى نمايند. و بالجمله در اصول دين تقليد محض روا نيست و آياتى در مذمت تقليد آمده است از جمله.
«وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ- و إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ... وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ.» و بالجمله در روايت مفصل آمده است كه
«من كان من الفقهاء حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه»
و در اينكه مجتهد در تمام مسائل مستنبطه خود مصيب است يا مخطى بحث است يعنى آنكه هر مسأله را مجتهد استنباط كرد، اگر مخالف با واقع باشد همان حكم الله واقعى خواهد شد و مجتهد مصيب است يا نه و استنباطات مجتهد اگر مطابق با واقع نباشد حكم فعلى او همان است لكن موجب اين نيست كه حكم واقعى هم در حق او تغيير كند يا نه و البته اگر مجتهد خطا كند باكى بر او نيست و حكم در حق او و مقلدينش همان است كه استنباط كرده است بعد از فرض عدالت و امانت و علم لازم. در اينجا بحث زياد است.
مَقْلوب
- (اصطلاح اهل درايه و حديث و ادب) خبرى كه در سند آن يا در متن آن قلب شده باشد به بعضى ديگر مثل آنكه بگويد محمد بن احمد بن عيسى و حال آنكه احمد بن احمد بن عيسى است و در متن به تصحيف و تحريف و تبديل است (از درايه ص ٦٨).
مقلوب در عروض قلب در اركان جمله يا عبارت است و آن چهار نوعست مقلوب بعض چنانكه در نثر يا در نظم دو كلمه يا زيادتر آورده شود كه ميان آن تأخر و تقدم در بعضى حروف باشد نه در همه مانند «رقيب. قريب. شارع.
شاعر. سكره. سركه. رشك. شكر»:
از آن جاودانه دو چشم سياه
دلم جاودانه عديل عنا است