فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٦٩ - ه
ه
هاء
- (اصطلاح ادبى) بطور مفر «ه» در زبان عرب بر چند وجه است:
١- ضمير غايب مانند «قالَهُ و صاحِبُه» ٢- حرف غيبت و آن هاء در «اياه» است مانند «ايّاه. ايّاها، ايّاهما» ٣- هاء سكت و آن ملحق شود به كلمه براى بيان حركت يا حرف آن مانند «ماهية. هاهُناه و وا زيداه».
٤- هاء مبدله از همزه مانند ماء كه جمع سياه است.
٥- هلة تأنيت مانند «رحمة و نعمة» و «يا ايها الرجل» و «ها» بر سه وجه است اسم فعل و آن بمعنى «خذ» است و روا باشد كه با الف استعمال شود و با كاف خطاب و بدون آن مانند «ها- هاء» بفتح همزه براى مذكر و «هاء» بكسر همزه براى مؤنث و هاؤما و هاؤم و هاؤنَّ» و از اين قبيل است «هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ» ٢- ضمير مؤنث كه مجرور و منصوب هر دو استعمال شود مانند فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ٣- هاء تنبيه كه داخل بر چهار چيز شود اسماء اشاره مانند «هذا. هاتا.
هولاء» و اى مانند «يا ايها الرجل» كه گفتهاند «ها» نعت است و ضمير مانند «ها انتم أولاء» ٣- نعت كه ملحق «باى» در ندا شود مانند يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ٤- ملحق باسم الله مانند «ها الله» در قسم.
(از مغنى ص ١٨٠) در پارسى بر چند معنى است و براى چند امر بكار رود ١- هاء اصلى و آن بود كه كلمه بىآن معنى خويش ندهد و وصلى و آنست كه كلمه را در اصل معنى بدان احتياج نباشد.
٢- هاء لياقت و نسبت كه در اواخر اسمى معنى لياقت دهد مانند «شاهانه.