فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٤٩ - نكوهش از منطق
سياقى نيز خوانده ميشود دلالت بوسيله يكى از دلالات سهگانه حاصل ميگردد.
١- دلالت اقتضائى ٢- دلالت تنبيهى ٣- دلالت اشاره الف: دلالت اقتضائى- هرگاه جزئى از اجزاء كلام در متن گفتار قائل ذكر نشده باشد لكن بر حسب اقتضاى مقام مسلم شود كه آن جزء مراد متكلم و مقدر در ضمن كلام ميباشد و بهمين مناسبت كلام نيز بر آن دلالت كند اين چنين دلالت را دلالت اقتضائيه گويند.
مثلا در آيه وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ: كه بمعنى و اسئل اهل القريه است كلمه اهل كه جزئى از اجزاء كلام ميباشد در متن آيه ذكر نشده ولى بحكم اقتضاى مقام مسلم است كه آن كلمه در نهاد مستتر و مراد قائل تعالى شأنه ميباشد.
در دلالت اقتضائى صحت و درستى كلام منوط بر استتار جزء غير مذكور است بطورى كه اگر آن جزء در ضمن كلام مستتر نشود معنى كلام درست نيايد كما اينكه فى المثل اگر كلمه اهل در خلال آيه مزبوره مستتر نشود معنى آيه درست نمىآيد.
ب: دلالت تنبيهى- هرگاه از طرز اقتران كلام بچيزى، عليت آن چيز مفهوم گردد، در اين صورت دلالت كلام بر علت بودن آن چيز من باب دلالت تنبيهى خواهد بود.
مثلا اگر حاكم شرع بمجرد وقوف بر ارتداد شخصى بگويد: اقتلوه- اقتران اين كلام با ارتداد تنبيها دلالت ميكند بر اينكه ارتداد علت وجوب قتل است و گر نه امر حاكم در تلو آن صادر نمىگرديد- و در واقع بمنزله آن است كه گفته شود:
چون شخص مزبور مرتد گرديده لذا قتلش واجب است.
پس دلالت جمله اقتلوه بر عليت ارتداد من باب دلالت تنبيهى است و هم چنين دلالت جمله كفر بر عليت وقاع در حديث معروف بحديث اعرابى از باب دلالت تنبيهى ميباشد زيرا مطابق آن حديث بمجردى كه اعرابى سرگذشت خود را در خصوص مقاربت با زوجه خود در نيمه ماه رمضان بيان كرد پيغمبر (ص) بلا فاصله فرمود:
كفر
(كفاره بده) اين كلام كه در دنباله گفتار اعرابى اداء گرديده دلالت ميكند براين كه وقاع با زوجه در نيمه روز ماه رمضان علت وجوب كفاره است.
ج- دلالت اشاره: هرگاه متكلم در مقام بيان مقصود خود كلامى را اداء نمايد كه آن كلام استلزاما بر مطلب ديگرى نيز دلالت كند چنين دلالت را دلالت اشاره گويند مانند دلالت آيتين بر اقل مدت حمل در دلالت اشاره قصد و نيت متكلم شرط وقوع دلالت نيست بلكه ملاك دلالت نفس كلام است من حيث هو و با قطع نظر از قصد متكلم- بنا بر اين مراد از معناى اشاره آن چنان معنائى است كه عرف عامه و عقول مستمعين از ظواهر و لوازم كلام من حيث هو كلام، استنباط نمايند اعم از اينكه آن معنى مقصود و مراد متكلم باشد يا خير؟