فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٠٠ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
(از دستور ج ٣ ص ٢٦٧).
مَشيخَه
- (اصطلاح اهل حديث) در درايه مشيخه عده از شيوخ را گويند كه صاحب كتاب بوده و از آنها احاديثى نقل شده باشد يا فقيهى است كه اسانيد او مستند بروات باشد كه از آنها روايت كند (از درايه ص ١٥٧).
مُصادَرَه
- نزد اهل معقول اطلاق بر نوعى از خطاء در برهان شود رجوع به فرهنگ علوم عقلى شود.
مَشْيَمه كَوْن
- (اصطلاح ذوقى) جهان ظاهر و عالم فساد و تباهى.
خواجه آ، اگر ازين كهن سراى باز در مشيمه كون شوى، براه عدم بدروازه قدم رسى، دايه ازل ترا تربيت كند، باغذيه «الست» بىاجرام عناصر هم زاد فعل شوى، آنگه چون باز آيى، در مربع چهار سوى عالم شخص را يكى كنى، آنگه از نقش كرسى و مرقوم عرش «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها، برخوانى، بجان آدم همرنگ آدم شوى، در جسم آدم گهى در، گهى سنگ، گهى فعل، گهى كوه، گهى جان، گهى تن شوى.
(شطحيات ص ٧٠)
مُصادَرات
- (اصطلاح منطقى) مصادره عبارت از مبادى تصديقى خاصى است كه «بينة الثبوت» باشد بنفسه و متعلم از معلم با شك و عناد و انكار ميگيرد و وجه نامگذارى آن مبادى به مصادرات از آن جهت است كه منشأ صدور و اثبات مسائل است.
و مصادره بمطلوب عبارت از قرار دادن مدعى است عين دليل يعنى دليل را مدعى قرار دادن «كون المدعى عين الدليل اى كون الدليل عين الدعوى او كون الدعوى جزء الدليل او عين ما يتوقف عليه الدليل او عين ما يتوقف عليه مقدمة الدليل.» (كشاف ص ٣٤٨ و رجوع شود به اساس الاقتباس ص ٤٢٧ و ٣٩٥ و ٣٢٦).
مُصادَره بر مَطْلوب
- (اصطلاح منطقى) رجوع به مصادرات شود.
مَصارِفِ نَقْل
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است:
قاعده مطردى راجع باين كه مصارف نقل و تحويل بعهده كداميك از متبايعين است وجود ندارد. و در هر جائى تابع ترتيب جارى و متداول در آن محل خواهد بود. و اگر ترتيب خاصى در آنجا وجود نداشته باشد ممكن است هر مصرفى كه متعلق به مبيع است آن را بعهده بايع قرار داد و هر آنچه تعلق به ثمن دارد بعهده مشترى. و يا آنكه امر را دائر مدار مصلحت و منفعت قرار داد اگر مصارف لازمه براى نقل و تحويل بمصلحت بايع است بعهده او باشد و اگر بصرفه مشترى است باو تحميل شود.
(كليات حقوقى ص ٩٥).
مَصالِحِ عُمومى
- (اصطلاح فقهى) است.
در كليات حقوقى آمده است:
تصرف در امور عامه بهر عنوان باشد منوط برعايت مصلحت عمومى است و براى حاكم يا متصدى امور ولايت