فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٤٦ - ل
انداختن از ديوار است و اين عمل در شرع بسيار مورد مذمت قرار گرفته است (از شرح لمعه ج ٢ ص ٢٩٥).
در معتقد الاماميه آمده است:
لواط آن بود كه نرينه با نرينه بىسامانى كند. آن دو گونه باشد: ايقاب و تفخيذ.
ايقاب آن بود كه سر ذكر در دبر پنهان شود.
و تفخيذ آن بود كه در ميان دو ران بود.
در اول چون ثابت شود ثبوتى شرعى، فاعل را و مفعول را ببايد كشتن.
و در دوم هر يكى را از ايشان صد تازيانه ببايد زدن، بشرط آنكه هر دو عاقل و بالغ باشند، و باختيار خود كنند.
و درين فرقى نيست ميان آزاد و بنده و مسلمان و ذمى، و محصن و غير محصن.
و امام مخير است اگر خواهد بشمشير كشد، و اگر خواهد سنگسار كند، و اگر خواهد از بالا بيندازد، و اگر خواهد بآتش بسوزاند، و اگر خواهد ديوارى بر وى افكند.
دليل اين اجماع طائفه است، و آنكه عكرمه از عبد الله عباس روايت كرد از قول پيغمبر ص كه وى فرمود:
«من وجد تموه على عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل و المفعول به»
، يعنى: هر كه بر عمل قوم لوط يابيد، فاعل را و مفعول را هر دو بكشيد.
اما سحق آن فجور زنى بود با زنى.
و چون اين ثابت شود، هر يكى را صد تازيانه ببايد زدن بشرط بلوغ، و كمال عقل، و اختيار.
و روايت است كه با وجود احصان رجم لازم باشد. و چون سه بار حد زده باشند بار چهارم ببايد كشتن.
(معتقد الاماميه ص ٤٩٧، ٤٩٨)
لَوامِع
- (اصطلاح عرفانى) لوامع در اصطلاح صوفيان عبارت از انوار ساطعه است كه لامع ميشود باهل بدايات از ارباب نفوس طاهره و منعكس ميشود از خيال بحس مشترك و بواسطه حواس ظاهره مشاهده ميشود و آن مأخوذ از لوامع البرق است. و بالجمله اظهار نور است بر دل بابقاى فوائد آن و انوار ساطعه است كه براى اهل بدايات لمعان پيدا ميكند (لمع ص ١٣٦).
لَوْح
- (اصطلاح عرفانى) لوح در لغت بمعنى صحيفهايست كه قابل ترسيم صور و كتابت در آن باشد و صحيفه نفس را لوح گويند كه محل ارتسام صور اشياء است و نفوس سماوى را نيز لوح گويند كه محل ارتسام تمام صورت كليه موجودات عالم سفلى است.
مير سيد شريف گويد: الواح بر سه قسماند يكى لوح قضاء سابق بر مجردات و آن لوح عقل است و ديگر لوح قدر يعنى لوح نفس ناطقه كليه كه مرتبت تفصيل لوح اول يعنى لوح قضا است اين لوح را لوح محفوظ گويند و سه ديگر لوح نفوس جزويه سماويه كه محل انتقاش كليه موجوداتى است كه در اين عالم هست با اشكال و هيأت و مقادير آنها اين لوح را سماء دنيا هم ناميدهاند و آن مانند خيال عالم است