فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٧٧ - م
خوب و نيك.» بهر حال اگر الفاظ بسيار بر يك معنى دلالت كند آن را اسماء مترادفه خوانند مانند دلالت انسان و بشر بر مردم.
(اساس الاقتباس ص ٧).
الفاظ باعتبار معانى خود بقسمتهاى ذيل تقسيم ميشوند:
جزئى- كلى- متباين- مترادف- مشترك- منقول.
الف) جزئى: لفظى كه فقط بر يك فرد دلالت كند بطورى كه وقوع اشتراك غير در آن متصور نباشد جزئى ناميده ميشود مثل كلمه «زيد» كه فقط بيك فرد دلالت ميكند.
ب) كلى: لفظى كه معنى آن داراى افراد كثيره بوده و يا قابليت شمول بافراد كثيره داشته باشد كلى ناميده ميشود مثل كلمه انسان كه داراى افراد كثيره ميباشد يعنى بتمام انسانهاى روى زمين شامل است و يا كلمه (عنقاء) كه هر چند واقعا داراى افراد متعدده نيست و يا اصلا مصداقى در خارج ندارد ولى آن چنان مفهومى است كه قابل شمول بافراد فرضى خود ميباشد.
كلى اگر بتمام افراد خود بالسويه دلالت كند متواطى ناميده ميشود مثل كلمه انسان كه بكليه افراد خود بيكسان صادق ميباشد و اگر ببعضى از افراد بيش از بعض ديگر دلالت كند مشكك خوانده ميشود مثل كلمه ابناء كه باولاد بلا فصل بيش از نوادهها و احفاد صدق ميكند.
ج) متباين: چنانچه الفاظ متعدده هر يك داراى معنى جداگانه باشد بطورى كه هيچ نوع وجه اشتراك و مناسبتى در ميان معانى آنها نباشد آن الفاظ متباين يكديگر شمرده ميشوند مانند كلمه جدار و كلمه زيد كه هر يك داراى معنى جداگانه ميباشد و هيچ گونه تناسب و وجه اشتراكى نيز بين معانى آنها موجود نيست.
معانى متباينه ممكن است بيكديگر متصل باشند مانند ذات و صفت (زيد و شجاعت او) و يا از همديگر منفصل باشند مانند ضدين (نور و ظلمت) و يا اينكه يكى جزئى از اجزاء ديگرى باشند مانند ابوت و بنوت و بالاخره چون در همه حالات قدر جامع و وجه مشتركى بين آنها نيست لذا تمام آنها را متباين خوانند.
د) مترادف: چنانچه معنى يكى باشد و الفاظ متعدد يعنى در مقابل يك معنى چندين لفظ وضع شده باشد در اين صورت آن الفاظ را مترادف يكديگر گويند مثل لفظ انسان و بشر يا لفظ اسد- سبع- ضرغام.
علامه بزرگ شيخ هادى طهرانى منكر ترادف گرديده و گفته است كه هر چند در بعضى از موارد ديده ميشود كه چندين لفظ در برابر يك معنى استعمال شده و همه آنها ظاهرا داراى يك مفهوم ميباشند ولى اگر درست دقت شود معلوم ميگردد كه در هر يك از آن الفاظ خصوصياتى ملحوظ گرديده كه آن خصوصيات در ديگرى وجود ندارد و بهمين جهت نمىتوان آنها را بجاى يكديگر استعمال نمود و فى المثل لفظ انسان و لفظ بشركه ظاهرا مترادف يكديگر هستند معنا تفاوتهائى با هم دارند يعنى در اولى جنبه ملكوتى و در دومى جنبه