فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٤٨ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
و بيابان گردان ترك و عرب ديده شده و مىشود. زيرا اصولا مردم بياباننشين عموما غلبه را دوست دارند، در خوردنيها و نوشيدنيها وزن بسيار مولع و آزمندند.
و مسأله زن به نزد آنان بسيار مهم و عظيم است و بسيارى از آنان اعمال فسق و فجور را نيكو و مستحسن مىشمارند و اين امر را پست و سقوط اخلاقى نمىشناسند، زيرا زمام نفوس آنها به دست شهوات سپرده شده است و بسيارى از آنان را مشاهده مىكنى كه به نزد زنان خود را به انواع زينتها مىآرايند و كارهائى كه نمودار مجامله است انجام مىدهند، و بالاخره هر كارى كه مىكنند در جهت جلب زنان مىكنند و ميخواهند شأن و شوكت خود را به نزد آنان بالا برند و هر چه را زنان زشت و عيب مىشمارند آنها نيز عيب مىشمارند و آنچه را آنان خوب و نيك مىشمارند آنها نيز خوب و نيك مىشمارند، و بالاخره در همه امور ميل و خواست زنانشان را مرعى مىدارند و در بسيارى از آنان مشاهده مىشود كه اصولا زنان بر مردان تسلط كامل دارند و بر امور منزل و شخص آنها استيلا دارند و بدين جهات است كه بسيارى از آنان براى زنان خود ناز و نعمت و آسايش و راحتى فراهم كرده و آنان را به دشوارى و سختى نمىافكنند، و بلكه همواره رفاه و راحت آنان را در نظر دارند و خود همه دشواريها و رنجها را تحمل كرده و كارهائى كه نياز به رنج و مشقت دارد خود انجام مىدهند.
مدينههاى فاسِقَه
و اما مدينههاى فاسقه آن گونه مدينههايى- است كه مردم آن اعتقاد به مبادى موجودات دارند و علم به آنها هم دارند و سعادت را هم مىشناسند و اعتقاد به آن هم دارند و افعال و كارهائى كه موجب رسيدن به سعادت است هم خوب مىشناسند و هم قبول دارند، و با تمام اين اوصاف به هيچ يك از آنها عمل نمىكنند و پاى بند نمىباشند و خواست و ارادت خود را در جهت يكى از هدفهاى مدينههاى جاهله و يا همه آنها منحرف مىنمايند يعنى يا رسيدن به منزلت و مقام يا كرامت و احترام يا قهر و غلبه يا جز اينها، و كارها و افعال خود را كلا بدان سوى متوجه مىنمايند.
اين گونه مدينهها نيز به مانند مدينههاى- جاهله، به اندازه آنها، انواع و اقسامى دارد زيرا كارها و افعال مردم مدينههاى فاسقه و همين طور خلق و خوى آنان عينا همان افعال و كارها و خلق و خوى مردم مدينههاى جاهله است، و تنها امتياز و مباينت مدينههاى فاسقه با جاهله در آراء و معتقدات آنها است و گر نه مردم اين گونه مدينهها نيز مطلقا به سعادت واقعى نائل نخواهند شد.
مدينههاى ضالّه
اما مدينههاى ضاله، مدينههائى است كه براى مردم آن همه اصول و مبادى وجود و اصول سعادتها را قلب كرده باشند و اصول و مبادى ديگرى را براى آنان گفته و به آنها بياموخته باشند. آن نوع اصول و مقدماتى كه يك نوع سعادت نهايى ديگرى را بدانها رهنمون شود به