فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٥٦ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
عبارت از دو امرى ميباشند كه هيچ يك علت مستقل براى ديگرى نباشند اعم از آنكه ميان آنها احتياجى باشد يا نه.
مير سيد شريف گويد: معيت ذاتيه عبارت از دو علت ناقصه براى معلول واحد يا دو معلول براى علت ناقصه واحداند و معيت بالعليه عبارت از دو علت مستقله براى معلول واحد بالنوع و يا دو معلول براى علت واحده مستقلهاند و معيت زمانى عبارت از بودن دو شىء است موجود در زمان واحد بدون وجود علاقه علية ميان آن دو و يا بطور مطلق يعنى وجود دو امر است در يك زمان بطور مطلق.
(از دستور ج ٣ ص ٢٨٥).
مَعيَّةِ بِالعِليَّة مَعيَّةِ ذَاتيَّه مَعيَّةِ زَمانى
(اصطلاحات فلسفى) رجوع به معيت شود.
مُغالَطَه
- (اصطلاح منطقى) مغالطه مصدر باب مفاعله است و در اصطلاح منطقيان قياس فاسدى است كه منتج به نتيجه صحيح نباشد و فساد آن يا از جهت ماده است و يا از جهت صورت و يا از جهت صورت و ماده هر دو.
فساد قياسى از جهت صورت باين است كه شرائط لازم كه با رعايت آن شرائط قياسى منتج خواهد بود در هيأت و شكل آن رعايت نشده باشد و از جهت ماده باين است كه مثلا مطلوب با مقدمات قياسى يا يكى از آنها يكى باشد كه از نوع مصادره بر مطلوب است و بديهى است كه فاسد بودن آن از هر دو جهت باين است كه شرائط منتج از جهت هيأت و شكل رعايت نشده باشد و مطلوب از آن هم با مقدمات يكى باشد.
و مغالطه عام الورود عبارت از قياسى است كه بوسيله آن هم اثبات مطلوب و هم نقيض آن ممكن باشد.
قطب الدين در شرح خود بر حكمت اشراق گويد: هر قياسى كه نتيجه آن خلاف و مناقض با وضع قياس است تبكيت گويند اعم از آنكه قياس حق باشد يا مشهور برهان باشد يا جدل و مغالطه عبارت از قياسى است كه فاسد باشد صورت او يا ماده او و يا هم صورت و هم مادت و مواد آن عبارت از مشبهات لفظى يا معنوى است و از جمله مشبهات معنوى وهميات است و اين صناعت را اجزاء ذاتى صناعى و خارجى باشد قسم اول چيزى است كه متعلق به تبكيت مغالطى است و بالجمله اسباب غلط همه بازگشت كنند بيك امر كه آن عبارت از عدم تميز بين شىء و شبيه آنست و آن يا متعلق بالفاظ است و يا متعلق به معانى است و قسم اول كه مربوط بالفاظ باشد يا از جهت تركيب است و يا تركب است قسم دوم از جهت اختلاف دلالت است كه اشتباه حاصل ميشود از جهت آنچه مراد است و آنچه مراد نيست و از آن جمله است اشتراك و تشابه و مجاز و استعاره و غيره كه همه را اشتراك و تشابه و مجاز و استعاره لفظى نامند و يا متعلق است باحوال الفاظ كه ذاتى و داخل در صيغههاى الفاظ