فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧٧ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
اولا فائده وصف ممكن است چيزى ديگر باشد چنانكه در شرط گفته شد و ثانيا اگر بدلائل و قرائن خارجى عليت آن وصف دانسته شود مانعى ندارد كه مؤثر باشد در اين صورت هم به نفس وصف اين دلالت حاصل نشده است و ممكن است ايراد وصف از باب مجرد توضيح باشد چنانكه اهل ادب هم گويند غرض از اتيان وصف مجرد توضيح است نه فائده ديگرى و بالجمله اگر از دلائل خارجى عليت دانسته شود دلالت دارد و الا فلا.
مُفيدِ صُوَر
- (اصطلاح فلسفى) مراد ذات حق تعالى است (مجموعه دوم مصنفات ص ٩٧ پاورقى).
مُفيض
- (اصطلاح عرفانى) يعنى فيضدهنده و افاضهكننده فيض و ذات حق تعالى مفيض تمام فيوضات است و موجد تمام وجودات است و هر يك از عقول و انوار مجرده مفيض بمادون خودند.
عرفا گويند: مفيض نامى از نامهاى حضرت رسول است. زيرا واسطه در فيض حق تعالى است.
(از اصطلاحات صوفيه شاه نعمت الله ص ٢٩).
مُقابَضَه
- (اصطلاح فقهى) قبض دادن و قبض گرفتن است رجوع به قبض و اقباض و بيع شود.
مُقابِلات
- رجوع شود به تقابل و متقابلات.
مُقابَلَه
- (اصطلاح ادبى و نجومى) در معانى بيان نوعى از طباق است كه از جمله محسنات معنويه است و ايراد دو معنى متوافق يا معانى متوافقه باشد كه در مقابل آنها معانى ديگر ايراد شود مانند «إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها» كه مقابل قرار داده است بعوضة و ما فوق را و همين طور «الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ كَفَرُوا» و همين طور «يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي» و «يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ» و «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً» (از كشاف ص ٥- ١٢ تلخيص ص ١٧٧).
در ابدع آرد مقابله:
آنست كه تمام يا غالب كلمات دو قرينه يا دو بيت ضد يكديگر باشند. مثال از قرآن «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» مثال پارسى:
آن شيخ كه بشكست ز خامى خم مى
زو عيش و نشاط ميكشان شد همه طى
گر بهر خدا شكست پس واى بمن
ور بهر ريا شكست پس واى بوى