فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠١٧ - ن
هو مجموع شخص واحد له وحدة طبيعية و ليست وحدته كوحدة الأشياء المتغايرة لان بين اجزاء العالم علاقة ذاتية لانها حاصلة على ترتيب العلى و المعلولى» (از اسفار ج ٣ ص ٢٢٦ و رجوع شود به ج ٣ ص ٧١، ١٠٠- شفا ج ٢ ص ٦٤٥، ٥٩٥، ٦٣٦- قبسات ص ١٦٦).
و در نجوم كمروميان صورت جوزا و يا جبار را گويند و نطاق و جوزاى هم نامند.
رجوع به نطاق شود.
پاره از تركيبات در معنى فلسفى كلامى.
نِظامِ جُمَلى نِظامِ خَيْر
رجوع به نظام شود.
نظام ربانى
- مراد از نظام ربانى عالم علم حق و مرتبت اسماء و صفات الهى است.
(ش ص ١٧١).
نِظامِ كِيانى
- مراد عالم كون است رجوع بنظام شود.
نَظّاميَّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه از معتزلهاند اصحاب ابراهيم بن سيار نظامند وى از شياطين قدريه بود كه كتب فلاسفه را بخواند و سخنان آنان را با گفتارهاى معتزله بياميخت آنان گويند خداى متعال نتواند در دنيا خلاف مصلحت بندگان كارى كند و فقط در آخرت تواند ثواب دهد و تواند عقاب كند (از كشاف ١٤٢٩) و گويند اعراض اجسامند و جوهر مركب از اعراض.
نَظَر
- (اصطلاح منطقى عرفانى) نظر نزد منطقيان عبارت از فكر است، قاضى باقلانى گويد: نظر فكر است كه بواسطه آن طلب علم شود.
امام رازى گويد: نظر ترتيب امور تصديقى است براى نيل به تصديقات (از كشاف ص ١٣٨٦).
بنزد عارفان توجه و دقت در امور و حقايق موجودات است و نيز توجه الهى است بر سالك راه حق و توجه بنده است بحق.
انصارى گويد: نظر دو است: نظر انسانى و نظر رحمانى، نظر انسانى آن است كه تو بخود نگرى و نظر رحمانى آن است كه حق بتو نگرد و تا نظر انسانى از تو رخت بر ندارد، نظر رحمانى بدلت نزول نكند.
اى مسكين چه نگرى باين طاعت آلوده خويش و آن را بدرگاه بىنيازى او چه وزنى نهى؟ خبر ندارى كه اعمال همه صديقان زمين و طاعات همه قدسيان آسمان اگر چه كنى، در ميزان جلال ذو- الجلال به پشه نسنجند.
اى يادگار جانها، و اى ياد داشته دلها و ياد كرده زبانها، بفضل خود ما را ياد كن و بياد لطفى ما را شاد كن. اى قائم بياد خويش، ازو باو نگر، نه از خود باو، ديدار دوست جان را آئين است، بذل جان بر اميد ديدار شريعت دوستى دين.
بر آتش عشق، جان همى عود كنم
جان بنده تو نه من همى جود كنم