فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٢٢ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
به عالم قضاء شود.
مَنْصوبات
- (اصطلاح ادبى) در زبان و قواعد عرب اسماء منصوبه دوازده قسماند:
مفعول مطلق، مفعول به، فيه، له. معه، حال، تميز، مستثنى خبر افعال ناقصه، اسم حروف مشبهة بالفعل، اسم ما و لاء نفى جنس و خبر ما و لاء شبه بليس.
(از الهدايه ص ٨٥)
مَنْصوُريَّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه از غلات شيعهاند اصحاب ابو منصور عجلى كه ادعاى امامت كرد. و گويند امامت ابتدا به محمد بن على بن الحسين رسيد و ازو به ابو منصور نقل شد و او به آسمانها برفت.
(از كشاف ص ١٣٨٥)
مُنْطَبِعَه
- (اصطلاح فلسفى) نفس منطبعه نفس فلكى است حكما گويند براى افلاك دو محرك هست يكى محرك قريب كه عبارت از قوت مجرد از ماده باشد كه نفس ناطقه و مدبره است و ديگر محرك بعيد كه عبارت از قوت جسمانى سارى در جرم آنها است و آن را نفس منطبعه گويند. پس افلاك را دو نفس است يكى نفس ناطقه مدبره و ديگرى نفس منطبعه ساريه در جرم آنها.
(از دستور ج ٣ ص ٣٥١).
مَنْطِق
- (اصطلاح منطقى) منطق مشتق از نطق است و فعلى است از افعال نفس انسانى و آن بر دو نوع است فكرى و لفظى- نطق لفظى عبارت از امر جسمانى محسوس است و نطق فكرى امر روحانى معقول است و علم منطق بحث در همان الفاظ و دلالات كند و مراد از آنكه گويند انسان حيوان ناطق است نطق فكرى است.
(از اخوان ج ١ ص ٣١ و رجوع شود به ص ٣٤١، ٣١٩).
اهل نظر و فكر تعاريفى براى منطق كردهاند از جمله تعاريف زير است:
١- علم منطق شناختن معنيهائى است كه از آن معانى رسيدن بانواع علوم مكتسب ممكن باشد و اينكه از هر معنى بكدام علم توان رسيد و دانستن كيفيت تصرف در هر معنى بر وجه مؤدى بمطلوب (اساس الاقتباس ص ٥).
٢- منطق ميزان فلسفه است. (اخوان ج ١ ص ٣٤١).
٣- منطق ادات فيلسوف است. (رسائل ج ١ ص ٣٤١).
٤- منطق علم بقواعد و قوانينى است كه فكر را هدايت ميكند.
٥- منطق عبارت از آلت قانونى است كه رعايت آن موجب صيانت فكر از خطا و لغزش است. (تهذيب المنطق).
اولين كسى كه منطق را منظم و مدون كرد ارسطو حكيم يونانى است كه فصول و مباحث منظمى در آن فن بوجود آورده است بقرار زير:
١- نولوطيقا (تحليليات) يعنى مبحث قياس و برهان و تعاريف و استقراء.
٢- طوبيقا (جدل) كه نوعى از قياس است كه اكنون محل بررسى آن صناعات خمس است.
- بارامنياس (عبارات) يعنى مبحث قضايا.
٤- قاطيقورياس (مقولات).
در اينجا مناسب است از لحاظ اهميت موضوع و نقشى كه فن منطق در طرز انديشه متفكران اسلامى داشته است بطور اختصار