فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٠٣ - ن
در ضرورت.
توابع مناداى مضموم اگر تابع مضاف باشد و الف و لام نداشته باشد منصوب شود و اگر تابع نعت؛ تاكيد و بيان باشد و غير مضاف يا مضاف معرف بال باشد مرفوع شود، حمل بر لفظ مانند «يا زيد العاقل و الكريم الاب» در مناداى مضاف بياء متكلم اغلب يا حذف شود و كسره ما قبل يا باقى ماند مانند «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ» اگر منادى به «اى» باشد «ايها» لازم است بعد از آن صفتى آيد كه معرف بلام باشد زيرا «ايها» همواره صله دارد و چون با منادى واقع شدن قطع از صله شده است بايد براى او صفتى آورده شود مانند «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً- يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» و گاه با اسم اشاره و موصول هم توصيف شده است مانند «يا اى هذا و يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ».
رجوع بمنادى شود و رجوع به (كشاف ص ١٤٣٦- مختصر المعانى ص ٩٤- سيوطى ص ١٧- ١٨) اما در عرفان انصارى گويد: ندا بر دو قسم است، نداء كرامت و نداء علامت، نداء كرامت اهل خصوص راست و نداء علامت عامه مردم راست نداء علامت تخويف است و تحذير، نداء كرامت تبشير است و تشريف پير طريقت گفت: نداء بر سه قسم است، يكى را به نداء و عيد خواندند، از روى عظمت بخوف افتاد، يكى را به نداء وعد خواندند، به نعت رحمت برجا افتاد، يكى را به نداء لطف خواندند، بحكم انبساط بمهر افتاد، بنده بايد كه ميان اين سه حالت گردان بود، اول خوفى كه او را از معصيت باز دارد، دوم رجايى كه او را بر طاعت دارد، سوم مهرى كه او را باز رهاند.
تا با تو تويى ترا بحق ره ندهند
چون بىتو شدى ز ديده بيرون نه نهند