فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٠٨ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
باشند اصول و فروع اول آنست كه اقتصار بر آن كافى بود در اكثر از مواضع و آن سه مطلب است كه هر يكى منقسم شوند بدو قسم و باين اعتبار شش بود ١- مطلب «ما» و آن طلب معنى اسم را بود مثال «عنقا چيست» و يا حقيقت و ماهيت، مثال «حركت چيست» ٢- مطلب «هل» و آن بر دو قسم بود يا بسيط بود يا مركب. بسيط طلب وجود موضوع را بود مثال «فرشته هست» و مركب طلب وجود محمول بود موضوع را مثال «فرشته ناطق است» كه وجود رابطه باشد.
٣- مطلب «لم» و آن يا بحسب اقوال يا بحسب نفس امور و اول علت وجود تصديق را بود در ذهن مثال «چرا عالم را علتى است» و دوم طلب آن علت را در خارج مثال «چرا مغناطيس جذب آهن كند» و صنف دوم از مطالب كه فروع است بعدد بسيار بود و مشهورترين شش بود ١- مطلب اى ٢- مطلب كيف ٣- مطلب كم ٤- مطلب اين ٥- مطلب متى ٦- مطلب من و تمام آنها بازگشت به مطلب هل مركبه كند.
(اساس الاقتباس ص ٣٥١).
اخوان الصفا گويند: اساس سؤالها نه است هل هو، ما هو، لم هو، كم هو اى شىء هو، كيف هو، اين هو، متى و من هو (رسائل اخوان ج ٣ ص ٣٢٥ و رجوع بهر يك از كلمات و اسفار ج ٣ ص ١٢٦) شود.
مُطالَعه
- (اصطلاح عرفانى) و توفيقات حق تعالى را گويند.
رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا شود.
مُطاوَعَه
- نزد اهل عربيت حصول اثر است در موقع تعلق فعل متعدى بمفعولش مانند «جمعته فاجتمع» كه موافق با فاعل فعل است.
(از كشاف ص ٩١٥).
مُطرِب
- (اصطلاح عرفانى) مطرب در اصطلاح صوفيه فيض رسانندگان و ترغيبكنندگان را گويند كه بكشف رموز و بيان حقايق دلهاى عارفان را معمور دارند و نيز بمعنى آگاهكنندگان عالم ربانى آيد و بالاخره پير كامل و مرشد مكمل را نيز گويند.
(از كشاف ص ٨٩٩)
مطرب عشق عجب ساز و نوائى دارد
نقش هر پرده كه زد راه بجايى دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالى
كه خوش آهنگ و فرح بخش نوايى دارد
پير دردى كش ما گر چه ندارد زر و زور
خوشى عطابخش و خطاپوش خدايى دارد