فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٤٤ - آيا تحقق علم مطلق ممكن است يا نه
لكن باعتبار تصور واضع عامى را كه كل مشار اليه باشد و لكن آن كل مشار اليه موضوع له نيست بلكه هر يك يك است كه مندرج تحت كل مشار اليه است پس وضع عام است و موضوع له خاص همين طور وضع حروف و افعال ناقصه.
پس وضع عبارت از نحوه اختصاص لفظ است بمعنى و ارتباط خاص ما بين لفظ و معنى كه يا ناشى از تخصيص لفظ است يا بواسطه كثرت استعمال كه قسم اول تعيينى و قسم دوم تعينى است از نوع وضع خاص اعلام است و از نوع وضع عام نكرات و مصادر و افعال است و وضع شخصى نيز اعلام است و وضح نوعى نكرات.
و معنى ديگر وضع، حكم بر شىء است بر بودن آن سبب يا شرط يا مانع رجوع شود به (قوانين ص ١٩٤- قواعد شهيد ص ٦- ٧- كفايه ج ١ ص ١٠- تقر- يرات ص ٢٨- كشاف ص ١٤٨٢- معالم ص ٢١- مطول ص ٢٩٢).
و بالجمله:
صاحب قوانين گويد وضع ثابت نگردد مگر به نقل از واضع و اشاره به مذهب عباد بن سليمان حميرى كند كه گويد دلالت لفظ بر معنى ناشى از مناسبات ذاتى است و الا تمام معانى نسبت بهر لفظى متساوى بودند و آنكه لفظى مخصوص بمعنى خاص شده است، نيست مگر از جهت مناسبات. مناسبات ذاتى ميان آن دو وى اين گفتار را مردود داند و گويد: آنچه موجب ترجيح معنائى از معانى است و آن را ويژه لفظ خاص كند يا اراده خداست اگر او واضع باشد يا اراده بندگان خداست و در هر حال اين اراده اشخاص است كه الفاظ خاص را براى معانى مخصوص قرار داده است و بالجمله وضع الفاظ شخصى است با قطع نظر از لواحق و آنها را وضع نوعى است از جهت لواحق آنها.
«و قد علمت ان الالفاظ الموضوعة، لها وضع شخصى مع قطع النظر عن اللوا حق و وضع نوعى بالنظر الى لحوقها ...
اعلم ان الوضع النوعى الحاصل بسبب اللواحق قد يكون حقيقيا و قد يكون مجازيا كساير الحقائق و المجازات».
(از قوانين ج ١ ص ٢٠٧).
وَضْعِ شَخْصى
- (اصطلاح اصولى) در مقابل وضع نوعى است و بحث است كه مشتركات، مجازات و عمومات داراى وضع شخصاند يا نوعى (از قوانين ص ١٩٨).
وَضْعِ تَعْيينى
- (اصطلاح اصولى) در صورتى است كه بتصريح واضع باشد و آن اعم است از وضع لغوى حقيقى يا مجازى.
وَضْعِ نَوعى
- (اصطلاح اصولى) وضع مجازات نوعى است باعتبار انواع علائق.
(از قوانين ص ٢٠٧ و رجوع شود به تقريرات ص ٣٦).
وَضعِ يَد
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است.
هر كس دست روى مال ديگرى بگذارد خواه از روى تعدى و عدوان باشد يا جهل و نسيان عهدهدار آن خواهد بود تا آن را بصاحبش برگرداند. اين قاعده متخذ از حديث نبوى:
«على اليد ما اخذت حتى