فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٢٤ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
اين قدر اشارت است به تصور ماهيت علم منطق و تنبهى بر فائده بحسب امكان در اين موضوع چه احاطه به كنه آن بعد از تمامى علم تواند بود.
سير منطق قبل از ارسطو چنانكه از تعريف و فائده اين فن دانسته شد بطور قطع پيدايش فكر منطقى با تاريخ فكر بشرى توام بوده است و انسان از روزى كه خود را شناخته است و در جهان آفرينش انديشيده است افكار و انديشههاى خود را با نوعى از استدلالات و تفكرات منطقى توام داشته است و بدين جهت همان طور كه تاريخ مسلم و مبدأ تاريخى براى تفكرات بشر در مورد راز آفرينش و جهان وجود در دست نيست بطور قطع و يقين مبدأ پديد آمدن افكار و استدلالات منطقى هم بر انسان نامعلوم است زيرا منطق چيزى جز دستور فكر كردن نيست و مادام كه انسان انديشمندى وجود داشته است بنحوى افكار و عقايد خود را بر اساس و پايه استوار ميداشته است.
سوفسطائيان در گير و دار حكومتهاى خشن سرزمين يونان و وضع طبقاتى موجود و مظالم بيش از حد قضات در آن سامان دستهاى متجدد و نوطلب بوجود آمدند كه اساس افكار و عقايد آن سرزمين را نسبت به بتها و نيم خدايان سست و ضعيف كردند و بويژه اين افكار و عقايد در ميان جوانان و نورسيدگان كه نسل آينده «اتن» را تشكيل ميدادند رسوخ و نفوذ يافت اين دسته كه آنان را «سوفيست» يا «سوفسطائى» ناميدند مطالب و اغراض خود را با بيانى فصيح و عباراتى شيوا و با استفاده از اصول فن جدل و خطابه تبليغ ميكردند و در نتيجه افكار و عقايد آنان بر خورد و تضادهائى را در جامعه منجمد و يكنواخت يونان بوجود آورد.
فن كلام يا خطابه و بيان و مغالطه و جدل از فنون مورد توجه مردم آن سامان گرديد و بدين ترتيب پايه و اساس كار منطق بدست اين جمع گذارده شد. رؤساى سوفسطائيان مانند «گورگياس» و «» درباره معرفت و عقل و وجود و احساس كتابها و رسائلى نوشتهاند مضافا بر تعليمات شفاهى، مطالبى در مقام بحث و گفتگو بشاگردان خود القا ميكردند.
مخصوصا يكى از هنرهاى مهم «- گورگياس» جدل بوده است وى در اقامه حجتها و برهانهاى جدلى ماهر بوده است و باصول فلسفه پارمنيد حمله ميكند و عقايد وى را راجع به وجود و لا وجود مردود ميداند.
وى گويد: خطابه اعظم شئون انسان است و غرض از آن اغناء مستمع است بنا بر اصول آنها قدرت بالاتر از حق است.
البته ميدانيم كه «سقراط» و «افلاطون» و «ارسطو» هر سه حكيم عقايد و افكار و روش كار «سوفسطائيان» را مردود ميدانستهاند و با اين وصف از آثار و بيانات آنان در پايه كار منطق استفاده كردهاند.
ديگر از معلمين و خطباء بزرگ اين