فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٢٦ - ق
زيرا در بذر و دانه هم استعداد قبول صورت بود و هم قوتى كه بواسطه آن بسوى صورت متحرك مىشود، پس آنچه استعداد قبول صورت را بآن اعطاء كرده است قوت انوثيت بود و آنچه مبدأ تحرك بطرف صورت را بآن اعطا كرده است قوت ذكريت بود.
در بين حيوانات نيز گاه حيوانى پيدا ميشود كه بدين وضع ميباشد و نيز در بين حيوانات حيوانى يافت ميشود كه قوه انوثت آن تام و كامل است و لكن قوت ذكورتى ناقص بدان اقتران ميابد كه تا اندازه كار قوه ذكورت را انجام داده و ميگذرد و در اين صورت محتاج به معين و كمك خارجى بود تا كار توليد را تمام كند.
مانند حيوانى كه تخم ميگذارد بنوع «بيض الريح» و مثل بسيارى از اجناس ماهيان كه تخم ميگذارند و تخم خود را در محلى پنهان كرده بوديعه مىنهند و مذكر آنها بدنبال آنها رفته رطوبتى بر آن تخمها مىافكنند پس از آنكه رطوبت لازم از ناحيه ذكور بر آنها القاء شد هر حيوانى [ماهى] از آن بوجود آيد و گر نه نوع تخمى كه از آن رطوبت برگرفت فاسد مىشود.
و اما آدمى زاد چنان نبود و بلكه آن دو قوت درباره او همواره متميز در دو شخص بود و هر يك از آن دو قوت را اعضائى ويژه بود كه عبارت از اعضاى معروف است و در ساير اعضاء و همين طور در قواى نفسانى بجز همين دو قوه، نر و ماده مشترك بوند. و البته در اعضائى كه هر دو مشتركند. باز هم در مذكر گرمتر بود و آن اعضائى كه وظيفه حركت و تحريك دارند، در مذكر نيرومندتر است از لحاظ حركت و تحريك و از عوارض نفسانى آنچه مايل به قوت و مربوط به نيرومندى بود مثل غضب و قسوت در مؤنث ضعيفتر بود و در مذكر قوىتر و آنچه مايل به ناتوانى و ضعف و مربوط باين قبيل عوارض و حالات بود مانند رحمت، رأفت، در مؤنث قوىتر است، البته اين ضابطه مانع از اين نيست كه در بين مذكرهاى انسان و مردان كسى پيدا شود كه اين گونه عوارض در او شبيه به عوارض مؤنث و زنان بود و بر عكس در جنس اثاث كسى يافت شود كه عوارض و حالات موجود در او مانند عوارض و حالات مذكر و مردان بود لكن در هر حال باين گونه اوضاع و عوارض است كه در نوع آدمى زاد مردان از زنان ممتاز و جدا ميشوند.
و اما در قوه حاسه و متخيله و ناطقه اختلافى ندارند. پس از ناحيه اشياء خارجى رسوم محسوسات در قواى حاسه كه رواضع و دايههاى حس مشتركاند حادث مىگردد و سپس همه اين رسوم محسوسات با اختلاف اجناسى كه دارند و مدرك بانواع حواس پنجگانهاند در قواى حاسه رئيسه [حس مشترك] حاصل مىشوند و جمع مىشوند و از اين محسوسات حاصله در اين قوت رسوم متخيلات در قوه متخيله حاصل مىشود و در آنجا بعد از غيبت و پنهان شدن از حواس و مباشرت حواس همچنان باقى و محفوظ مىماند پس قوت متخيله به دلخواه در آنها تحكيم ميكند، گاه بعضى را از بعضى جدا كرده و بعضى را با بعضى بانواع بسيارى از تركيبات بطور