فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٥٧ - آيا تحقق علم مطلق ممكن است يا نه
است و در صورت شك اخذ بقدر متيقن خواهد شد و تحديد آن در بعض اخبار به چهل خانه يا چهل ذراع تحديد شرعى نبوده بلكه من باب تشخيص عرفى است كه باختلاف امكنه و ابنيه مختلف ميشود.
بهر حال مقصود از همسايه ساكن خانه است نه خصوص مالك.
(كليات حقوقى ٣٢٧)
وَقْفَه
- (اصطلاح عرفانى) وقفه عبارت از توقف بين دو مقامست، علت وقفه آنست كه حقوق مقامى را كه از آن بيرون آمده ادا نكرده و هنوز مستحق دخول در مقام بالاتر نيست و بنا بر اين بين دو مقام سرگردان است كه هنوز از حقوق مقام اول باقى است (اصطلاحات شاه ص ١٥).
و بعضى گويند توقف بين دو مقام است براى انجام آنچه از حقوق مقام اول باقى است.
وُقوفِ صادِق
- (اصطلاح عرفانى) وقوف صادق عبارت از وقوف بر امر و اراد از حق است (اصطلاحات شاه ص ١٥).
وُقوفِ قَلْبى
- (اصطلاح عرفانى) وقوف قلبى عبارت از حضور قلب است در جناب حق و قيام بر آن مقام بنحوى كه خطور نكند در قلب او غير حق (دستور لعلماء ج ٣ ص ٤٦٤).
وُقوفِ به عَرَفات
- (اصطلاح فقهى) يكى از اركان حج وقوف به عرفات است. در معتقد الاماميه آمده است.
ايستادن بعرفات ركن است بىخلاف.
و اول وقت او زوال آفتاب باشد از روز نهم، و آخر تا فرو شدن آفتاب بود مختار را، و تا بر آمدن صبح از روز عيد مضطر را، و هر كه باختيار فائت گرداند، حج او باطل باشد بلا خلاف. و اگر مضطر در وقتى كه مضطر باشد مشعر را دريابد، حج او ماضى است.
و مستحب است كه خيمه به «نمره» بزند.
و غسل كند، و جمع كند ميان نماز پيشين و ديگر، و در جانب چپ كوه بايستد، و در حال وقوف دعا خواند.
و نيت در واجب است، و پيوسته داشتن نيت. و بر حكم نيت بودن. و آنكه وقوف او پس كوه نباشد مگر ضرورت را، و نه اندر «نمره» و نه اندر «توبه» و نه اندر «ذو المجاز» و نه اندر زير درخت اراك. و آنكه تا فرو شدن آفتاب باشد. اگر پيش از آن باز گردد متعمدا، و داند كه روا نيست؛ برو اشترى باشد.
و كيفيت او آنست كه روى بقبله آورد، و تسبيح و تحميد و تهليل كند، هر يكى صد بار، و صلوات دهد بر پيغمبر و آلش، صد بار، و دعا خواند، و آنچه در «كتاب مناسك» است بجا آرد.
(معتقد اماميه ص ٣٢٢)
وُقوفِ بِمَشْعَر
- (اصطلاح فقهى) يكى از اركان حج است در معتقد الاماميه آمده است و چون آفتاب فرو شود، با مشعر آيد، و حد مشعر ميان «مازمين» تا «حياض» و تا «وادى محسر»، و آنجا فرو آيد.
آيد.
و وقوف بمشعر ركن است. و وقت او از وقت بر آمدن صبح است تا ابتداى بر آمدن آفتاب مختار را، و مضطر را همه شب.
هر كه از وى غائب شود تا كه آفتاب برآيد، وى را حج نباشد.