فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٢٢ - ب
قبلى است نه آنكه جسمى معدوم شده و دو جسم ديگر پديد آمده است پس در نتيجه آنچه موجب اين همانى است يعنى انتساب دو جسم پديد آمده بيك جسم قبلى است امرى بايد باشد كه از جسم واحد قبلى در دو جسم پديد آمده بعدى موجود باشد و با اتصال و انفصال هر دو موجود باشد اين امر مسلم صورت جسميه نيست زيرا صورت جسميه بحكم مقدمه دوم قابل انفصال نيست و صورت اتصاليه جسميه از بين رفته است و دو صورت جسميه ديگر پديد آمده است و بنا بر اين آن امر باقى را در هر دو حال هيولى ميناميم كه با متصل متصل و با منفصل منفصل است و در هر حال باقى است و قابل كون و فساد و اتصال و انفصال و ساير تحولات و تكونات است.
(اسفار ج ٢ ص ١١٩، ١٢٠، ١٣١، ١٣٨)
بُرهانِ قُوَّت وَ فِعْل
- (اصطلاح فلسفى) اين برهان را نيز براى اثبات وجود هيولى اقامه كردهاند بدين طريق كه گويند جسم از آن جهت كه جسم است و موجود است داراى حالت و وجود اتصالى است و داراى صورت نوعيه است كه فعليت آن بدان ميباشد و او داراى استعداد قبول فصل و وصل و كون و فساد و حالات طاريه ديگر است از حالاتى كه بالفعل براى او مفقود ميباشند و در شرائط خاص زمانى و مكانى و معدات ديگر بطور متعاقب متوارد بر جسم ميشوند و بنا بر اين هر جسمى را دو جهت است يكى جهت موجود و وضع فعلى آن و ديگر جهات ديگرى كه متوارد بر آن ميشوند كه جهت قوت و استعداد آن باشد يكى جنبه وجود بالفعل و ديگر جنبه امكان و شىء از آن جهت كه بالقوت است بالفعل نمىباشد زيرا مرجع قوت بامر عدمى است و مرجع فعليت بامر وجودى است پس آنچه جنبه قوت آنست هيولى است و آنچه جنبه فعليت آنست صورت است.
(از اسفار ج ٢ ص ١٣٠)
بُرهانِ لِمّى
- (اصطلاح فلسفى) برهان لمى طريقه و روش استدلال از علت بمعلول است بر عكس برهان انى رجوع به برهان «ان» شود.
(اسفار ج ٢ ص ١٠٣- دستور ج ١ ص ٢٣٦)
بُرهانِ مُرَكَّب
- (اصطلاح فلسفى) برهان مركب برهانى است كه از دو يا چند قياس تركيب يافته و مفيد يك نتيجه نهايى باشد و خود منحل به چند برهان بسيط شود چنانكه ديده ميشود كه نتيجه برهانى مقدمه قياس ديگر قرار گرفته و همين طور تا بالاخره منتج بيك نتيجه نهايى شود و گاه در مقام اثبات مطلوب متوسل به برهان و جدل و خطابه شوند و گاه قياسى ترتيب دهند كه مقدمات آن مخلوط از يقينات و مشهورات و فطريات و وهميات است.
(تفسير ص ٦٨٥)
بُرهانِ مُسامَتَه
- (اصطلاح فلسفى) اين برهان يكى از براهين اثبات تناهى ابعاد است باين بيان كه از مركز كره يك خط متناهى خارج ميشود و موازى با آن خط ديگرى غير متناهى از خارج كره