فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٢٩ - الف
«الاضافة صفة زائدة على المتضايفين من خارج النفس فى الموجودات و اما الاضافة التى فى المقولات فهي ان تكون حالا اولى منها من ان تكون صفة زائدة على المتضايفين».
(تهافت التهافت ص ٣٥٠) «الاضافة تلحق الكمية و ساير المقولات».
(تفسير ص ١٨٣) و بنا بر اين ابن رشد اضافه مقولى را حال در مقولات و اضافه غير مقولى را صفت زائده بر متضايفين ميداند.
خواجه طوسى اضافه را از مورد ذهنى ميداند و گويد «و ثبوته ذهنى و الا تسلسل و لا ينتفع تعلق الاضافة بذاتها» و گويد مضاف يا حقيقى است و يا مشهورى مضاف حقيقى عبارت از نفس اضافه است مانند ابوت و بنوت و مضاف مشهورى ذاتى است كه معروض اضافه است مانند اب و ابن. (كشف المراد ص ١٤١) در مقولات ارسطو است كه «المضاف هى الأشياء التى ماهياتها تقال بالقياس الى غيرها ... الأشياء المضافة هى التى تقال ماهياتها و ذواتها بالقياس الى شىء آخر اما بذاتها و اما بحرف من حروف النسبة ...
و من خواص المضافين ان كل واحد منهما يرجع بالتكافؤ على الاخر». (مقولات ص ٦٥) و بالاخره در تعريف آن گويد مضافان دو امرى ميباشند كه ماهيت هر يك از آنها از لحاظ وجودى بقياس بديگرى گفته و حمل ميشود و از خواص آنها اين است كه با هم يافت ميشوند و هر گاه يكى از آنها مرتفع شود ديگرى نيز مرتفع خواهد شد.
(مقولات ص ٥١، ٥٣، ٥٥، ٦٤) در شرح حكمت اشراق آرد كه «الاضافات ايضا اعتبارات عقلية فان- الاخوة مثلا ان كانت هيئة فى شخص فلها اضافة الى شخص آخر و اضافة الى محلها». (ش ص ٧) بابا افضل گويد: اضافت حال گوهر بود بقياس با گوهرى ديگر و تا دو چيز نبود اضافت موجود نشود.
(مصنفات بابا ج ٢ ص ٢٥ و رجوع شود باسفار ج ٣ ص ٦٥).
اضافَة اشْراقِىّ
- (اصطلاح فلسفى) بيان شد كه اضافه مقولى نياز بدو طرف دارد بر خلاف اضافه اشراقى كه اضافه يك طرفى است و مضاف اليه نفس اضافه است چنانكه گويند علم خدا باشياء بنحو اضافه اشراقى است يعنى علم او عين وجود اشياء است و از اضافه علم او در عالم ابداع موجودات از كتم عدم بوجود آمدهاند و چنين نيست كه اشيائى باشند و ميان آنها و ذات حق اضافه و نسبت علمى حاصل شود مانند علم انسان باشياء خارج از خود بلكه علم او عين وجود اشياء و از بسط علم و فيض حق اشياء موجود شدهاند.
(شرح منظومه ص ١٦٣)
اضافِه لَفْظِيَّه
- (اصطلاح فلسفى) اضافه صفات است به معمول خود رجوع باضافه شود.
اضافِه مَعْنَوِيَّه
- اضافه غير صفت باشد به معمول خود رجوع باضافه شود.