فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٤ - الف
چيزى كه بآن دعوت ميكردند، معرفت خداى بود، و تصديق رسول در نبوت، و آنگه عمل كردن به شريعت وى. معلوم است كه قول ايشان درين حجت نيست، پس رسول ص چگونه فرمايد بدعوت با چيزى كه قول ايشان در آن حجت نباشد.
ديگر گويند: اجماع صحابه است بر عمل كردن بر خبر واحد، چنانكه عمر خطاب بخبر عبد الرحمن بن عوف در گزيت مجوس، و ابو بكر در ميراث جد، و همه صحابه رجوع كردند در وجوب غسل بالتقاى ختانين بخبر عايشه، چون درين خلاف كردند.
جواب آنست كه آنان كه بخبر واحد عمل كردند كسانى بودند كه حشمت و جلالت ايشان ديگران را منع ميكرد از مخالفت ايشان، و انكار ناكردن دليل رضا نكند، مگر كه هيچ وجهى نباشد بجز از رضا.
ديگر آنكه آنچه ميگويند كه: صحابه بخبر واحد كار كردهاند، و روايت ميكنند، خبر واحد است، و استدلال بخبر واحد بر وجوب عمل بخبر واحد استدلال باشد به چيزى بر نفس آن چيز، و اين باطل است.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ١٥٨- ١٦١).
أَخْبارِ مُسْتَفِيضَة
- اين اصطلاح اهل درايت و اصول است و اخبارى را گويند كه از حد تواتر كمتر و از واحد متجاوز باشد رجوع شود به خبر مستفيض و (قوانين ج ١ ص ٤٠٢).
أَخْبِيَة
- (اين اصطلاح هيوى و نجومى است) بيست و پنجمين منزل از منازل قمر را گويند و علامت آن چهار ساره است بر كف دست راست ساكب- الماء و آن را تشبيه كردهاند بپاى بط بر اين صور:
و ما بين را سعد نامند و آن دو كه بر دو طرفند خبا يعنى خيمه نامند و مجموع را سعد الاخبيه.
(از بيست باب ملا مظفر).
اخْتِبار
- (اصطلاح عرفانى و اخلاقى) بمعنى تجربه و آزمايش و علم بحقيقت شىء و خبر گرفتن و امتحان بواسطه ابتلاء بسختيها آمده است.
اختبار در اصطلاح سالكان بمعناى آزمايش و امتحان حق است بندگان صادق خود را تا بدان سبب منزلت آنان را منازل مخصوصان قرار داده، و بواسطه آن صدق آنها را ثابت كند و حجتى باشند براى ادب گرفتن مريدان (لمع ص ٣٥٣).
اخْتِراع
- (اصطلاح فلسفى) اختراع عبارت از ايجاد غير مسبوق بمدت است و بعبارت ديگر هر موجودى كه وجودش با نمونه نباشد و قبل از آن مانندى نداشته باشد مخترع گويند و معنى آنكه گويند اختراع ايجاد غير مسبوق بمدت است همين است مانند افلاك كه وجود آنها اختراعى است بعضى گويند اختراع مرادف با ابداع است و صدرا اختراع و انشاء