فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٩ - الف
فرضيه شبح است لكن آن دو فرضيه و نظر با يكديگر توافق كلى ندارند.
در هر حال بعضى از فلاسفه ميگويند ميان مجردات محضه و ماديات عالمى است كه آن را عالم اشباح مينامند كه برزخ ميان روحانيات و جسمانيات است.
و از آن جهت اشباح گويند كه داراى مقدار و شكل بوده و شبح و قشر اجساماند و چون داراى ماده نمىباشند فوق اجسامند و مانند صورى هستند كه از اشياء در مرآت منعكس ميشوند و بالاخره عالمى كه محل صور مقداريه است عالم اشباح مينامند و عالم اشباح مثاليه و اشباح جسميه هم ناميدهاند.
صدرا شيرازى از كسانى است كه صريحا اعتراف كرده است كه نه تنها مؤمن و معتقد بوجود اين عالم ميباشد بلكه بنحو خاص و با برهان مخصوصى وجود چنين عالمى را ثابت كرده است.
او گويد عالم اشباح غير از عالم خيال منفصل است كه مؤمن بآن ميباشم و بنا بر اين صدرا غير از عالم مثل نوريه افلاطونى و غير از عالم اشباح مثاليه قائل بعالم ديگرى است كه عالم خيال منفصل ميباشد.
و بالجمله گويد: «فانما ثبت بالادلة الوجود العلى للاشياء الصورية وجود عالم آخر و ان لهذا الصور و الاشباح وجودا آخر سوى ما يظهر على الحواس الظاهرة و بذلك الوجود ينكشف و يظهر عند القوى الباطنة ... و بالجمله يستدل النفس المجرد بادراك قوى الظاهرة على وجود هذا العالم و بادراك قوى الباطنة على ثبوت عالم آخر شبحي مقدارى».
(اسفار ج ١ ص ٧٣- ٧٤) لاهيجانى گويد و ميان جبروت و ملكوت برزخى است كه عالم ارواح و مثل نوريه و صور مجرده از ماده و عالم رقائق است و ميان ملكوت و ملك برزخى است كه آن عالم مثال و اشباح ماديه است.
(شرح نهج البلاغه لاهيجانى ص ٣) و در بيان ترتيب عوالم گويد: «اول عالم جبروت و آن باصطلاح اصح اول وجود مقيد و عالم عقول مجرد از ماده و صورت و مدت است و باصطلاح ديگر مجموع عالم ملكوت و ملك است دوم عالم ملكوت و عالم قدر و عالم نفوس مجرده از ماده و مدت است نه مجرد از صورت. سوم عالم ملك است و آن عالم اجسام است و بالجمله عالم اشباح برزخ ميان روحانيات و جسمانيات است».
(از اسفار ج ١ ص ٧٣ ج ٣ ص ١٠٢) از موجودات عالم اشباح گاه تعبير باشباح برزخيه ميشود و بعدا بيان خواهد شد كه قول باشباح در وجود ذهنى باين معنى است كه آنچه از اشياء در ذهن حاصل ميشود شبح و مثال اشياء است كه منطبع در ذهن ميشوند.
(اسفار ج ٤ ص ١٠٧ ج ١ ص ٧٢)
اشْباحِ مِثالِيَّة
- رجوع باشباح جسميه شود.
اشْباحِ مُجَرَّدَة
- رجوع باشباح جسميه شود.