فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٤٢ - ب
بياورد بپارسى و مردم را به كيش صابئى بخواند مردمى بسيار ازو پيروى كردند شاهان پيشدادى و بعضى از كيانيان از وى پيروى كردند و به كواكب و آفتاب و ماهتاب احترام ميكردند.
(از آثار الباقيه ص ٢٠٤)
بوسه
- (اصطلاح عرفانى) بوسه بمعنى فيض و جذبه باطن است و نيز لذت بشرى را گويند (كشاف ص ١١٥٣)
بَوْن
- (اصطلاح عرفانى) بون يعنى بينونت و كون و بون در علم توحيد باين معنى است كه موقعيت موحدان در اشياء و موجودات چنانست و كون و وجود آنها طوريست كه گويا بينونت و جدائى دارند از اشياء و در عين حال گويا جدا نباشند از اشياء و وجود آنها در اشياء باشخاص آنها است و دورى و جدائى آنها از اشياء باسرار آنها است و اين است معنى كون و بون (لمع ص ٣٥٦).
بهار
- (اصطلاح عرفانى) مقام علم را گويند كه حجاب است و گاه مقام وجد و حال را گويند كه مقابل آنست.
مولوى گويد:
*
مرا در خنده مىآرد بهارى
مرا سرگشته ميدارد خمارى
بديد اين دل درون دل بهارى
سحرگه ديد طرفه مرغزارى
درو آرامگاه جان عاشق
درو بوس و كنار بىكنارى