فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٣ - الف
به ترتيب خاص خود چنان گسترش داد كه اين مسأله خودبخود حل و اشكالات مرتفع گرديد زيرا وى اصولا عالم جسمانى را ظل و شبح عالم مثل ميداند و آنها را نيز ذو طبقات و مراتب ميدانست كه هر طبقه فوق طبقه ديگر و رب طبقه زيرين است و بدين ترتيب براى عالم ماده حقيقتى نيست كه اشكالاتى پيش آيد.
و فلاسفه ديگرى مانند طالس و انكسيمندر و ذيمقراطيس بطور كلى منكر وجود عالم لاهوت و مجردات بودند و بنا بر اين طرح اين مسأله بر مبناى فلاسفهايست كه قائل بعالم ما وراء بوده و خواسته ميان جهان طبيعت و ما وراء رابطه برقرار كنند و فرضيه عالم عقول و نفوس بر همين مبنا بوجود آمده است.
در هر حال اصل ديگرى كه اين اشكال را دشوارتر كرده است توحيد ميان علت و معلول است. باين معنى كه از واحد من جميع الجهات نتواند جز معلول واحد صادر شود.
بر مبناى اصل اول اشكال ربط حادث بقديم پيش آمده و بر مبناى اصل دوم اشكال صدور كثير و موجودات متعدد از واحد من جميع الجهات پيش آمده است.
براى حل اشكال اول و فرار از آن فلاسفه هر يك راهى را پيش گرفته و مسأله را بنحوى خاص مورد توجه قرار داده و در حل آن كوشيدهاند.
بعضى واسطه و رابط را حركت دوريه فلكيه دانسته و گويند تمام حركات و متحركات منتهى ميشوند به حركت دوريه فلكيه و معلول و مستند بدان ميباشند و حركت دوريه فلكيه بالذات ثابت است و بحسب اتصال و ثباتش در متن دهر مستند بثابت است و بر حسب وجود سريانى و غير قادر بودنش منتسب بحوادث زمانى است و بالجمله حركت دوريه فلكيه ذاتى است و آن را دو نسبت هست يكى نسبت بذات يعنى ذات حركت كه ثابت و مستمر است و حركت بمعناى توسط است كه راسم امر ممتدى است كه حركت بمعناى قطع باشد.
حركت بمعناى توسط امرى است ثابت و دائم باعتبار ذاتش و تجدد و سيلان او به نسبت و اعتبارش بحدود مفروضه است در ما فيه الحركة.
حركت دوريه فلكى دائمى است و ابتدائى ندارد و همان جنبه دوام و ثباتش موجب رابط بودنش شده است.
بعضى ديگر نفس حركت را رابط و واسطه ميدانند و گويند تمام متحركات بواسطه حركت متحركاند و حركت خود متجدد بالذات است.
بعضى ديگر واسطه و رابط زمان را ميدانند. صدرا رابط حركت در طبيعت و حركت جوهريه را ميداند رجوع شود به حركت جوهريه.
(رسائل ملا صدرا ص ٥٢)
ارْتِجال
- رجوع به مرتجل و علم مرتجل شود.
ارْتِداد
- (اصطلاح فقهى) مرتد شدن و روگردانيدن از مذهب اسلام بعد از اسلام است «و هو الكفر بعد الاسلام» و يكى از اسباب فسخ و برهم خوردن نكاح