فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٩ - الف
الاخلاص ثم المعرفة و الأشياء كلها تتم بالمعرفة».
بازگويد: يعرف الاخلاص بالاستقامة و الاستقامة بالرجاء و الرجاء بالارادة و الا رادة بالمعرفة. (طبقات ص ٩٤).
بعضى گفتهاند مفارقت از رسوم و خروج از معهودات و قيام در اطاعت اوامر الهى است بواسطه انجام فرائض و نوافل.
استقامت بر سه قسم است يكى استقامت زبان بر كلمه شهادت و دوم استقامت خيال و دل است بر صدق ارادت و سوم استقامت اركان است بر جهد و كوشش در عبادات.
در شرح منازل است كه استقامت روح عبادت است و روحى است كه احوال بدان زنده شود و اعمال و عبادات عامه بدان احياء گردد و حالت نشاطى است كه قلب بدان زنده باشد كه موجب استقامت حال او با مولاى خود گردد و حقيقت استقامت عبارت از اعتدال بر طريق حق است بحكم «فاستقيموا اليه» (كشاف ص ١٢٢٧- شرح منازل ص ٦٨).
و بمعناى پايدارى در عقايد و انجام عبادت است چنانكه قرآن مجيد فرمايد إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا و در جاى ديگر فرمايد فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ.
در رساله قشريه است كه استقامت مرتبت و درجهايست كه بواسطه آن كمال و تماميت امرست و حصول خيرات و نظام آنها باستقامت راست آيد و كسى كه در حال خود مستقيم نباشد سعى او هَباءً مَنْثُوراً است و بحكم «وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً» مساعى خود را بدون فائده گردانيده «و حبطت اعمالها» و اگر مستقيم نباشد و از مقام خود. بمقام بالاتر نائل نگردد و سلوك او بر مبناى درست نباشد و از شرائط مستانف، استقامت در احكام بدايت است چنانكه عارف را استقامت از آداب نهايت است و از علائم استقامت اهل بدايات، اين است كه در منازل خود توقف نكنند و از علائم استقامت اهل نهايات آنكه در مواصلات خود حجابى نيارند (رساله قشيريه ص ٩٤).
اسْتِقْبال
- (اصطلاح ادبى، عرفانى و نجومى است) رجوع به مستقبل شود.
در معناى ادبى و رجوع شود به اجتماع در معنى نجومى و رجوع شود به استقبال دولت در معنى عرفانى.
اسْتِقْبال دَوْلَت
- (اصطلاح عرفانى) توفيق الهى است كه شامل حال عارف سالك شود:
اما نشان استقبال دولت و آثار يافت رتبت و منازل آنست كه بنده حجاب غفلت از راه خود بردارد و نفس خود را بآداب شريعت رياضت دهد و داد دين از روزگار خود بستاند و جهد كند كه اعمال و اقوال خود را بمعيار شريعت و مقتضى حقيقت راست كند. (از عده ج ٦ ص ١٦٩).
اسْتِقْراء
- (اصطلاح منطقى) استقراء بمعناى تتبع و در اصطلاح منطقيان نوع حجتى است كه از تتبع احوال جزئيات حكم كلى استخراج و استنباط ميشود.