فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨١ - الف
رجوع به طهارت شود.
اسْتِواء
- (اين اصطلاح كلامى است) و از اين جهت مورد بحث مسلمانان واقع شده است كه در قرآن مجيد آمده است الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى و بدين امر توجه شده است كه منظور از عرش چيست؟ و منظور از استواء چه باشد در حال كه خدا لا مكان است.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج ٢ ص ١٢٢).
از لحاظ عرفانى اهل ذوق تأويلاتى كردهاند و منظور از عرش الرحمن را قدرت كامله حق دانستهاند و يا جهان وجود در كلمه استواء نيز بعضى تصرف كردهاند.
اسْتُوارِى
- (اصطلاح عرفانى) استيلاى اسرار الهى را گويند بر محبت سالك (اصطلاحات صوفيه ضميمه ديوان عراقى).
اسْتِيْجار
- (اصطلاح فقهى) باجاره خواستن و اجير گرفتن و اجاره كردن در عمل باشد كه منافع مال ديگر باشد، و صلاة استيجارى يعنى اجاره كردن و يا اجير كردن شخصى براى نماز بنيابت مرده و آن در واجبات بدنيه مانند نماز و روزه در حال حيات روا نباشد.
استيفاء منفعت در مورد اجاره نسبت بهر نوع از انتفاع از سكونت و كسب و صنعت تابع ترتيب معمول و متعارف است.
مصارفى كه بقاء عين مستأجره با انتفاع از آن موقوف بر آن باشد بعهده موجر است مگر اينكه قرارداد بين طرفين يا عرف و عادت طور ديگرى باشد.
استحقاق مال الاجاره منوط به استيفاء منفعت نيست بلكه بمحض اينكه موجر عين مستأجره را بمستأجر تسليم نمود ملزم بپرداخت مال الاجاره خواهد بود خواه استيفاء منفعت كرده باشد يا نه.
(كليات ص ١٤٠) و قهرا اجاره وقتى صحيح است كه استيفاء منفعت مقدور باشد.
منافع عين مستأجره و همچنين اجير بايد طورى تعيين شوند كه رافع هر گونه غرر و جهالتى بوده و منجر به تنازع و تشاجر نشود.
چون اجاره مبنى بر تعويض منافع است و منافع از اعراض غير قاره و متدرجا حاصل ميشود لذا تسليم منافع عين به تسليم عين مستأجره است كه مستأجر استيفاء منفعت كند.
(كليات حقوقى ص ١٣٢)
اسْتِيْلاد
- (اصطلاح فقهى) ولد خواستن و طلب ولد و بچه كردن از كنيز را گويند و جريان بدين طريق بوده است كه صاحب كنيز با وى معاشرت و همبسترى ميكرد و چون كنيز ازو حمل بر ميداشت آن كنيز «ام ولد» محسوب ميشد و ديگر صاحبش از فروش آن ممنوع ميشد و همين طور از كليه تصرفات مالكانه ديگر نسبت باو ممنوع ميشد زيرا فرزندى كه از ام- ولد ميشود آزاد است و چون فرزند نتواند مالك پدر و مادر شود اين كنيز بعد از