فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٥ - الف
و العلل المجتمعة ان الحكم اذا ورد بعد اوصاف فان رتب على كل وصف منها بانفراد فهي علل كاسباب الوضوء ...» (از قواعد شهيد ص ٢٠٥)
أَجزاءِ فَرْضِى
- (منطق، فلسفه) رجوع باجزاء وهمى شود.
أَجزاءِ قَوْلِىّ
- (منطق، فلسفه) رجوع باجزاء وهمى شود.
أَجزاءِ كَمىّ
- (منطق، فلسفه) رجوع باجزاء وهمى شود.
أَجزاءِ مِقْدارِىّ
- (منطق، فلسفه) رجوع باجزاء وهمى شود.
أَجزاءِ وَهْمِىّ
- چنانكه در تحت عنوان كلمه مركب و جسم و جز لا ينجزى بيان خواهد شد مركبات بر چند نوعند يا مركب به تركيب ذهنى ميباشند و يا مركب به تركيب خارجى و از اين جهت اجزاء مركب يا عقلىاند و يا خارجى.
اجزاء حديه را اجزاء محموله هم گويند و آنها اجزائى هستند كه از ذات واحد و يك حقيقت منتزع شده باشند مانند جنس و فصل در ماهيت بسيطة- الوجود چون سواد كه به حسب تحليل عقلى منحل بدو جزء ميشود يكى جزء جنسى كه لونيت باشد و ديگرى جزء فصلى كه باسطيت بصر در سواد و قابضيت آن در بياض باشد.
اجزاء حدى را اجزاء قولى و مقولى و حملى هم گويند كه در مقام تعريف بر موضوع محمول شود. اجزاء حدى همان اجزاء تحليلى و اجزاء عقلى است زيرا نوع به تحليل و تعمل عقلى مركب از دو جزء و در خارج يك چيز زيادتر نيست.
و بالجمله اجزاء هر مركبى يا موجود بوجود واحدند و يا موجود به بوجودات متعدده قسم اول اگر در ذهن لا بشرط مأخوذ شوند اجزاء حمليه ميگويند حاجى سبزوارى گويد بهتر آنست كه آنها را اجزاء حديه بناميم و اگر در ذهن بشرط لا گرفته شوند اجزاء وجودى ذهنى يعنى ماده و صورت ذهنى ناميده ميشوند.
قسم دوم كه موجود بوجودات متعدد خارجىاند اگر در وضع متباين باشند اجزاء مقداريه مينامند و اگر در وضع متباين نباشند اجزاء خارجيه يعنى ماده و صورت خارجى مينامند.
اجزاء خارجى كه بر حسب وجود بالفعل خارجى، منفك و منفصل باشند و يا بر حسب تقسيمات خارجى جسم موجود بالفعل خارجى باشند اجزاء انفكاكى نامند زيرا چنانكه بيان شود جسم باجزاء چهارگانه قابل تقسيم است يكى تقسيم انفكاكى خارجى كه موجب كثرت بالفعل است در خارج.
دوم تقسيم آن باجزاء وهمى است كه موجب كثرت در وهم است و اين تقسيم در وهم بلا نهايت است.
سوم تقسيم عقلى فرضى است كه بفرض عقل است كه محيط به تمام اجزاء ممكنة الافتراض است بطور مجمل بدان نحو كه شأن عقل بسيط اجمالى است.