فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٥٣ - ب
فروشند. و اين را «بيع العرايا» خوانند، و در غير اين روا نبود.
و روا نبود رطب بخرما فروختن، زيرا كه از رسول ص پرسيدند كه: روا باشد رطب بخرما فروختن؟ فرمود:
«أ ينقص اذا جف؟»، يعنى: چون خشك شود هيچ ازو كم گردد؟ گفتند آرى.
فقال: «فلا اذن»، گفت: پس روا نباشد، چونكه كم ميگردد.
اما ميوههاى ديگر را، نصى [نيست] بر آنكه روا نباشد تر بخشك فروختن.
و حمل كردن بر رطب قياس باشد، و قياس روا نيست.
و ميان فرزند و پدر، و ميان خواجه و بنده، و ميان زن و شوهر، و ميان مسلمان و كافر، ربا نباشد، براى آنكه عموم تحريم ربا مخصوص است، باجماع طائفه، بجنسى دون جنسى. پس انكار نباشد آن را كه مخصوص بود به شخصى دون شخصى.
(معتقد الاماميه ص ٣٥١- ٣٥٤)
بَيْعِ سَلَفْ
- اين اصطلاح فقهى است و بيع سلف كه آن را سلم هم گويند يعنى پيش فروش و بدين صورت است كه مبيع بتوصيف فروخته شود براى مدتى كه محصول آن ميرسد به بهاى نقد حال و مقابل بيع نسيه است چون در نسيه متاع موجود و حال است و بهاء مؤجل است يعنى مدت دارد و در بيع سلف بايد صفاتى كه موجب تفاوت قيمت ميشود معين شود و موضع تسليم و وقت آن نيز معلوم گردد (از صيغ العقود ص ١١٢). در معتقد الاماميه آمده است:
شرائطى كه خاص است به بيع سلم:
ذكر اجل است، و موضع تسليم، و آنكه بها حاضر باشد، و در مجلس عقد [قبض] كند.
اما اعتبار اجل براى آنست كه رسول ص فرموده است:
«من اسلف فليسلف فى كيل معلوم الى اجل معلوم»
، يعنى: هر كه سلف كند گو سلف كن در كيلى معلوم، و وزنى معلوم، تا اجل معلوم.
و اگر گويد تا وقت درودن، يا ارتفاع غله، يا بازآمدن فلان از سفر، درست نباشد، زيرا كه مجهول است، و رسول ص فرموده است:
«لا تبايعوا الى الحصاد و لا الى الدياس و لكن الى اشهر معلوم»
، يعنى: مفروشيد تا وقت درودن، و خرمن كوفتن، و ليكن تا بماهى معلوم فروشيد. و اين نص است.
و روا نباشد بيع سلم در چيزى كه بصفت متميز نشود، و مضبوط نگردد، چون معجونات و مركبات و نان و گوشت، و نه در آنچه آن را بشمار فروشند مگر بوزن.
و روا نباشد فروختن آن چيز كه بسلم خريده باشد پيش از اجل. اما چون اجل درآيد، روا باشد بآن كس فروختن كه ازو خريده باشد، بمثل آنچه بوى داده باشد، و بيشتر از آن، اگر از جنس آن نباشد. و بغير او تواند فروختن بيشتر از آنچه خريده باشد، بجنس آن، الا آن چيز طعام باشد، آنگه روا نباشد فروختن پيش از قبض باجماع.
و لازم نباشد مشترى را قبول كردن