فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٨٥ - الف
شود.
امارَتْ
- (اصطلاح اصولى) بفتح همزه در لغت علامت باشد و در اصطلاح اصول چيزى باشد كه از علم بدان گمان بوجود مدلول حاصل شود مانند ابر نسبت بباران و گاه اطلاق بر دليل قطعى نيز شود. «الامارة هو الظن الذى يعول عليه» (خزائن ص ١٢- و از دستور ج ١ ص ١٧٧) و بالجمله دليل ظنى را اصوليان و متكلمان امارت گويند (از كشاف ج ١ ص ٨٠ و ٥٤٢). امارات غير علميه يعنى دلائل ظنى.
امارات
- قرائن رجوع بامارت شود.
در كليات حقوقى آمده است:
امارات شرعى مثل بينه و خبر واحد و اقرار دائر مدار وثوق و حصول ظن بمؤداى امارات است و لو ظن نوعى باشد و لااقل منوط است بعدم حصول ظن بخلاف، پس وقتى ظن بخلاف حاصل شد مشكل است ديگر اعتماد بامارات شرعى نمود زيرا ادله حجيت امارات نسبت بشمول اين قبيل از موارد قاصر است مثلا اقرار با وجود قرينه بر قصد حرمان معتبر نخواهد بود و همچنين است شهادت وكيل بنفع موكل و اجير بنفع مستأجر و شهادت والد بنفع ولد زيرا اطلاق ادله اگر چه در ظاهر شامل همه اينها است و لكن ممكن است دعوى نمود كه اطلاق ادله منصرف از امثال اين موارد است كه در مظان تهمت ميباشد.
و اين مطالب بر حسب اختلاف موارد از حيث شدت و ضعف متفاوت است و منوط است بنظر حاكم و وجدان و وثوقش در موارد خاصه.
(كليات حقوق ص ١٥)
اماله
- (اصطلاح ادبى) اماله بكسر همزه. ميل دادن باشد و ميل دادن حرفى بحرفى ديگر باشد چنانكه الف را به يا متمايل كنند و يا فتحه را بكسره ميل دهند. الف مبدل از يا را بياء ميل دهند و گويند «هدى و بيع و قيل» «بويع و قويل»
امام
- (اصطلاح كلامى، عرفانى) امام بكسر همزه يعنى پيشوا، راه روشن، قرآن و لوح محفوظ و متكلمان خليفه رسول را امام گويند و نزد محدثان محدث و شيخ را گويند و نزد قراء مصحف اصلى را گويند كه ساير مصاحف ازو نوشته شده است و يا نسخى كه از روى نسخه عثمان برداشته و از آن به بلاد ديگر فرستادند امام گويند و امام جماعت پيشواى نماز است كه بايد عادل و صحيح القرائة باشد (از كشاف ج ١ ص ١٠٢) و اماميه پيروان ائمه را گويند، و «اماميه اثنا عشريه» پيروان مذهب جعفرى هستند كه معتقد به دوازده امامند بعد از حضرت رسول.
و گويند: امامت رياست عامه دينى است مشتمل بر تربيت مردم در حفظ مصالح دينى و دنيوى آنها و جلوگيرى آنها از آنچه آنها را زيان دارد و نزد عرفاء مقام امام، مقام والايى است كه مقام خلافت است و جانشين قطب است.
در معتقد الاماميه آمده است:
اعتقاد كردهاند كه امام بايد معصوم