فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٣٠ - الف
القوى و لهذا كانت اسفهبد البدن».
(ش ص ٣٥٤) «و النور الاسفهبد لا يتصرف فى- البرزخ الا بتوسط مناسبة ما و هى ماله اى للنور الاسفهبد مع الجواهر اللطيف- الذى سموه الروح». (ش ص ٣٦١) پس معلوم شد كه اشراقيان مجردات را اعم از عقول و نفوس انوار مجرده ناميدهاند و عقول را بطور كلى انوار قاهره ناميدهاند و عقول طوليه را انوار قاهره اعلون ناميدهاند و عقول عرضيه را انوار قاهره سافله ناميدهاند.
و مراد از انوار قاهره صوريه عقول عرضيه و مراد از انوار مجرده مطلق عقول و نفوس است كه آنها را انوار الهيه هم ناميده است و انوار مجرده مدبره نفوس ناطقه است اعم از نفوس ناطقه فلكى يا انسانى و مراد از انوار مدبره برزخيه نفوس ناطقه است و مراد از انوار متكافئه نيز عقول و نفوس عرضيه است.
و انوار عارضه در مقابل انوار مجردهاند. (رجوع شود به ش ص ١٢٨، ٣٠٦ و ٣٠٧- اسفار ج ٢ ص ١٢٥ و ش ص ٣٨٥، ٣٥٠، ٣٦٨- اسفار ج ٤ ص ٨٨- ش ص ٢٠١) و مراد از انوار فلكى در كلمات فلاسفه نور فائض از افلاك و كواكب بر ارضيات است.
(جامع الحكمتين ص ١٠٧) چنانكه در زير عنوان كلمه ترتيب عالم آفرينش و اول ما خلق گفته خواهد شد شيخ شهاب الدين در قول به وجود وسائط يعنى عقول طوليه و عرضيه و نفوس ناطقه فلكيه تحت تأثير مشائيان واقع شده است نهايت ترتيب او با مشائيان متفاوت است و تعبيرات او مختلف.
تركيبات ديگر: انوار تجلى، انوار تجليات، انوار جمال، انوار حقيقت، انوار ساطع، انوار صفات، انوار بهاء، انوار ربوبيت، انوار نامتناهى، انوار حسن، (از تفسير حدائق ص ٢٩، ٢٦، ٢٠٢، ٤٥٨، ٤٦٩، ١٤٧، ٤١٠، ٤٢٦).
انْوَرُ الْمَنْطِقَه
- اين اصطلاح نجومى است. نخستين ستاره منطقه جبار را انور المنطقه گويند.
انُولُوطِيْقا
- (اصطلاح منطق) صنعت برهان است.
(اساس الاقتباس ص ٣٤١) و هر قول جازم كه مفيد يقين باشد آن را برهان خوانند.
(اساس الاقتباس ص ٣٤٠)
انَّى
- (بفتح همزه و تشديد نون) يكى از اسماء استفهام است و گاه بمعنى كيف است مانند فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ و گاه بمعنى «اين» است مانند «أَنَّى لَكِ هذا» يعنى اين روزى از كجا براى تو آمد.
انّيّات
- (اصطلاح فلسفى) كلمه انيت يعنى وجود و موجود و برهان «انّ» يعنى از اثر پى بمؤثر و موجد بردن در مقابل برهان لِمّ «الانية فى الحقيقة فى- الموجودات هى معنى ذهنى و هو كون-