فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٠٦ - ت
ص ٢٦٨).
توحيد علمى
- (اصطلاح عرفانى) توحيد علمى آنست كه بداند كه غير از حق هيچ موجود نيست و اشياء مظاهر حقند و بصورت همه اوست رجوع شود بتوحيد (از شرح گلشن ص ٣٧١).
تَوحيد عَيانى
- (اصطلاح عرفانى) رجوع شود به توحيد شهودى و (از شرح گلشن ص ٣٤١).
تَوحيد عَيانىِ كَشْفى
- (اصطلاح عرفانى) توحيد عيانى كشفى موقوف بر آنست كه سالك بطريق تصفيه بمقامى برسد كه تعين و هستى وى كه پرده جمال الهى گشته و مانع مشاهده بوده محو و فانى گشته و بىخود شود و خود را حق ديده بلسان حق ناطق به نطق «انا الحق» گردد رجوع شود بتوحيد شهودى و (شرح گلشن ص ٣٧١).
تركيبات ديگر در معانى فلسفى و عرفانى:
تَوحيدِ اخصُّ الخَواصّ
- رجوع بتوحيد عيانى كشفى شود.
توحيد افعالى،، توحيد إلهى،، توحيد حالى،، توحيد خاصّ،، توحيد خواصّ،، توحيد ذاتى،، توحيد صفاتى،،
تَوَدُّد
- تودد بمعناى دوست داشتن و محبت است كه عارف بر تمام موجودات بچشم محبت نگرد و همه را مظهر و مجلاى ذات حق بيند.
تَوريَه
- (اصطلاح عرفانى و فقهى و ادبى) توريه بمعناى ستر و اخفاست كه اهل الله بايد حقايق حال خود را بر اهل ظاهر و مبتديان پنهان دارند تا منكر نشوند.
توريه در ادب و فقه يعنى پوشاندن و پنهان كردن سخن باشد و خفاء مقصود و مطلوب و در نزد اهل ادب از جمله محسنات معنوى است و ايهام هم نامند و آن اطلاق لفظى است كه داراى دو معنى باشد يكى قريب و ديگرى غريب و معنى غريب از آن خواسته شود باستناد قرينه خفيه مانند «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» كه از استواء معناى بعيد آن كه استيلا است اراده شده است رجوع شود به (مطول ص ٣٥٦).
تَوزيع
- (اين اصطلاح بديعى است) و آنست كه كلمه يا چند كلمه را در هر بيت يا مصراع بياورند:
سوزنى گويد:
تا كى ز گردش فلك آبگينه رنگ
بر آبگينه خانه طاعت زنيم زنگ
بر آبگينه سنگ زدن فعل ما و ما
تهمت نهاده بر فلك آبگينه رنگ
پيران چنگ پشت و جوانان چنگ زلف
در چنگ جام باده و در گوش بانك چنگ
چنگ اجل گرفته گريبان عمر و ما
ناخوش گرفته دامن آز و امل بچنگ