فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٣٤ - الف
بلاغت است و بامورى چند اطناب محقق شود ١- ايضاح بعد از ابهام ٢- تكرار براى افاده معنى خاص و نكته مخصوص مانند افاده معنى خاص و نكته مخصوص مانند تأكيد انذار در «كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا- سَوْفَ تَعْلَمُونَ» و بايد دانست كه اطناب و ايجاز از امورى اعتباريند و هر كلامى ممكن است نسبت به كلامى دراز باشد و نسبت بكلامى ديگر كوتاه (از مطول ص ٢٤٧- كشاف ج ١ ص ٩٠١) رجوع بايجاز شود.
اطْوارِ دِل
- (اصطلاح عرفانى) جلوهها و مظاهر دلرا گويند: و هر طورى از اطوار دل معدن گوهر ديگر است كه
«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة»
اما طور اول را صدر گويند و آن معدن گوهر اسلام است
«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ»
و اگر عياذ باللّه از نور اسلام محروم ماند معدن ظلم و ظلمت كفر گردد. كه «وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً» و محل وسواس شيطان صدر است و صدر بر مثال پوستى است مر دل را، و در درون دل وسواس را راه نيست زيرا كه دل حريم خاص حق تعالى است و هيچ كس را در حرم خود راه ندهد.
بيت
مرا در دل بغير از دوست چيزى در نمىگنجد
بخلوتخانه سلطان كس ديگر نمىگنجد
درون قصر دل دارم يكى شاهى كه گر گاهى
ز دل بيرون زند خيمه به بحر و بر نمىگنجد