فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٥٤ - ت
مستلزم نفى آن حكم از مورد ديگر نمىباشد چنانكه فى المثل اثبات حكم وجوب زكاة در مورد غنم سائمه مستلزم نفى حكم مزبور از مورد غنم غير سائمه نيست.
خلاصه آنكه تعليق حكم بر وصف با هيچ يك از دلالات ثلثه بانتفاء حكم از غير محل وصف نه عين مفهوم اثبات حكم بمحل وصف است و نه جزو- و نه لازمه عقلى و يا عرفى آن ميباشد.
(اصول رشاد ص ١٠١- ٩٨).
تَعْليل
- (اصطلاح فلسفى و ادبى) بيان علت شىء است و بر برهان لمى هم اطلاق شود و بر اعلال كلمات هم اطلاق ميگردد (از كشاف ج ٢ ص ١٠٤٥) رجوع باعلال و ابدال و معتلات شود و نيز رجوع به فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده شود.
تَعْليمى
- (اصطلاح فلسفى) علم اوسط را علم تعليمى ميگويند رجوع شود به حكمت و فلسفه و علم اوسط.
از دستور ج ١ ص ٣١٤).
تَعْميم
- (اصطلاح بديعى) آنست كه در نظم يا نثر مطلبى را عموميت دهد براى دفع توهم انحصار يا از حصر خارج نمايد چنانكه در مقام دفع توهم كسى كه منكرى بيند و اظهار تعجب نمايد گويد
«ليس هذا اول قارورة كسرت فى الاسلام»
و در قرآنست «ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ».
حافظ گويد:
نه من ز بىعملى در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بىعمل است
گمان مبر كه بدور تو عاشقان مستند
خبر ندارى از احوال زاهدان خراب
تنها نه منم كعبه دل بتكده كرده
در هر قدمى صومعه هست و كنشتى