فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦١٢ - ت
(از شرح لمعه ج ١ ص ٣٨- ٤٠).
و شرطه عدم الماء او عدم الوصلة اليه او الخوف من استعماله و يجب طلبه من الجوانب الاربعة غلوة سهم فى الارض الخزنه و سهمين فى السهلة و يجب التيمم بالتراب الطاهر و الحجر لا بالمعادن و لا- النورة و الجص ... و التيمم بالسبخة (ارض مالحة) و الرمل ... و لواجب النية و الضرب على الارض بيديه معامرة للوضوء فمسح بهما جبهته من قصاص الشعر الى اطراف الانف الاعلى باديا بالاعلى ... ثم ظهر يده اليمنى ببطن اليسرى من الزند الى اطراف الاصابع ثم اليسرى كذلك مبتدا بالزند الى الآخر و مرتين للغسل احدهما يمسح بها جبهته و الاخرى يديه».
(از شرح لمعه ج ١ ص ٤٠).
در معتقد الاماميه آمده است:
بدان كه تيمم درست نباشد، و جائز نباشد مگر وقتى كه آب نيابد، يا آنچه بآب توان رسيدن از آلت، يا بهاى آن، يا با وجود خوف از استعمال كردن آب از رنجى، و بيمارى، يا تشنگى، يا دشمن، يا حاصل بودن علم يا ظن بفايت شدن وقت نماز چون بآب رسد. و روا نبود مگر در آخر وقت نماز.
دليلش آنست كه اين طهارت را كه تيمم است از براى ضرورت مباح كردهاند، و پيش از تاكيد ضرورت روا نباشد، زيرا كه امكان دارد كه اين ضرورت زايل گردد.
و روا نباشد تيمم الا بعد از طلب كردن آب در زمين درشت مقدار يك تير پرتاب راه از جانب راست و چپ و پيش.
و اگر زمين نرم باشد مقدار دو تير پرتاب طلب بايد كرد. دليل بر اين آنست كه هر كس با طلب آب تيمم كند و نماز كند ذمتش بيقين برى شود بىخلاف، و اگر طلب نكند در برائت ذمت وى خلاف است.
پس احتياط آنست كه پس از طلب كردن آب تيمم كند.
و چون تيمم كرد و در نماز شروع كرد، آنگه در اين ميانه آب پديد آمد، بر وى واجب بود كه نماز تمام كند، و از نماز بيرون نيايد، زيرا كه اين تيمم در آخر وقت مىبايد كرد. و چون در آخر وقت تيمم كرده باشد، در نماز ايستاده اگر بازگردد و وضو كند يا غسل، وقت نماز بگذرد، و بقضا افتد.
و كيفيت تيمم آنست كه: بدل بينديشد كه تيمم ميكنم ببدل وضو تا مرا مباح بود نماز كردن واجب قربة الى الله. آنگه هر دو دست بر آنچه تيمم ميكند از زمين و خاك و غير آن زند، آنگه بيفشاند، و مسح كند بهر دو دست از رستنگاه موى سر تا كنار بينى، آنگه بدست چپ مسح پشت دست راست كند از سر رش تا بسر انگشتان.
آنگه بكف دست راست پشت دست چپ را دليل بر آنكه يك بار دست بر خاك زدن بيش واجب نيست، آنست كه خداى تعالى فرموده است: فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ، و هر كس كه يك بار مسح كند امتثال فرمان كرده باشد.
و دليل بر آن كه اين مقدار بيش واجب نيست مسح كردن، آنست كه گفت: «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ» و فائده «با» درين آيت تبعيض است، يعنى: بعضى از رويها و دستهاى خود را مسح كنيد! و ترتيب و موالات در تيمم واجب است، چنانكه در وضو.