فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٧٧ - ت
آن وقت زمانه را آغاز نهند نه بحقيقت و طبع و زو سال و ماه و روز همىشمرند تا بهر وقتى كه خواهند. و اندازههاى روزگار و اجل و مهلت بدان بدانند. و وقتها را دانند كه كدام است پيش و كدامست ز پس. اما دورهاى سالها آنها كه بدان سالها حالى از حالها بجاى خويش باز آيد، چون دور سى و سه، كه اندرين سالها هر ماهى زان قمرى كه معلوم كنى بجاى خويش بازآيد.
مثلا چون محرم كه باول بهارگاه بود، بدين سالها باز باول بهارگاه آمده باشد. و چون دور سى سال قمرى كه زحل اندر فلك البروج بدان جايگاه رسد كجا باول اين سالها بوده است، و كسرها كه با روزها درست اندر سال است سپرى شود. و سالهاى تاريخ چون بسيار گردد اندر آن بكار گيرند دورها را، تا دور چون عشرات و مئين بود و آنچ از تمامى دور كمتر باشد چونكه آحاد.
اما تاريخ مسلمانان از اول آن سال است كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلم هجرت كرد و ز مكه بمدينه آمد. و سالهاى او قمرى است.
و تاريخ اهل كتاب تاريخ يونانيان است از اول آن سال كه سوثوقس بملك انطاكيه معروف شده است.
تنها بنشست هر چند كه اين تاريخ به اسكندر روميان بكار همىدارند. و اما جهودان او را بكار همىدارند.
اما ترسايان او را بسالهاى سريانيان و بسالهاى خويش كه قمرىاند نسبتى كرده و حرانيان كه ايشان را صابيان خوانند راهى دارند نزديك بدان جهودان.
و كتابيان را ديگر بار تاريخهاست چون آفرينش آدمى و طوفان نوح و غرقه شدن فرعون و برآوردن سليمان هيكل را اندر بيت المقدس و ويران كردن بختنصر آن هيكل را. و لكن ميان ايشان اندر آن خلافهاست.
و زين جهت آن را استعمال همىكنند كه در وى خلاف كمتر است در ميان ايشان و نيز عددهاى او كمترند اى تاريخ اسكندر.
و تازيان بروزگار پيش تاريخ از كارزارهاى بزرگ داشتندى كه ميان ايشان بودى. و پيش از هجرت پيغامبر تاريخ بعام الفيل اى سال پيل داشتندى كه اندر او حبشيان از يمن آمدند ويران كردن كعبه را و اندر آن سال پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلم از مادر زاده است.
و اما پارسيان بروزگار دولت خويش تاريخ بروزگار آن ملك داشتندى كه ميان ايشان بودى. و چون بمردى تاريخ از روزگار آن كردندى كه از پس او نشستى.
و چون دولت ايشان بشد تاريخ از آن سال گرفتند كه يزدگرد بن شهريار بن خسرو- پرويز بملك بنشست. و او آخرين ملكى بوده است از خسروان. و سالهاء او بىكبيسه و بىبهيزك دارند. و بيشترين گبركان و مغان تاريخ از هلاك شدن يزدگرد دارند و آن از پس ملك وى است بيست سال.
و اما قبطيان باستان تاريخ بختنصر نخستين داشتند. و بطلميوس آن را بكار داشته است بكتاب مجسطى بوسطهاى ستارگان بيرون آوردن، و اما بكواكب ثابته تاريخ انطينس بكار همىدارد. و اين آن ملك روم است كه بروزگار بطلميوس بوده است.
و اما قبطيان نو كه اكنوناند و سالها كبيسه همىكنند با روميان تاريخ از اغسطس دارند كه اول قيصران بوده است. و بكتابهاى نجومى تاريخ دقلطيانوس يافته همىشود. و اين آخر ملكان روم است كه