فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٢ - الف
بذات آفريننده خود عالمند بعضى بعلم بسيط يعنى غافل از علم و ادراك خود ميباشند بعضى بعلم مركب.
(اسفار ج ١ ص ٢٦) اين اصطلاح يعنى علم بسيط و مركب در اصل اصطلاح عرفانى است و معنى آن نزد عرفا ادراك وجود حق است با ذهول از اين ادراك و از آنكه مدرك وجود حق است ادراك مركب عبارت از ادراك وجود حق است با شعور بآن ادراك و آنكه مدرك حق تعالى است و اين ادراك محل فكر و خطا و صواب است و حكم ايمان و كفر راجع بآن ميباشد.
(كشاف ج ١ ص ٤٨٤)
إِدْراكِ مُرَكّب
- رجوع شود بادراك بسيط.
إِدْراكِ مَسْتُور
- مراد ادراك نفسى است.
إِدْراكِ مَشْهُوْد
- مراد همان ادراك حسى است.
(واردات قلبيه از رسائل صدرا ص ٢٥٤)
إِدْراكِ عَقْلِىّ
- مقابل ادراكات حسى
إِدْراكِ مُسْتَحَبّه
- (اصطلاح فقهى) رجوع به مستحبات نماز شود.
إِدْغام
- اين اصطلاح ادبى است و در لغت ادخال چيزى است در چيزى ديگر و در اصطلاح ادراج و ادخال حرف اول است در دوم كه حرف اول را مدغم و دوم را مدغم فيه نامند و بالجمله دو حرف كه از يك جنس باشند و اول آنها ساكن و دوم متحرك داخل و ادغام شود.
چنانكه «مد و مدد» (از دستور ج ١ ص ٦٢- كشاف ج ١ ص ٥٥١).
أَدِلّة
- جمع دليل يعنى راهنما باشد و در اصطلاح اهل معقول (رجوع به فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده در زير عنوان دليل شود) و در اصطلاح اصول مستندات و مأخذ احكام شرعى و فرعى را گويد «الادلة عبارة عن الخطابات المفصلة» (قوانين الاصول ج ١ ص ٥). در اثبات مسائل فقهى گويند ادله مقدمند بر اصول زيرا اصول موقعى مستنداند كه دليلى نباشد و بدين جهت است كه گويند ادله رافع اصولند.
(از رسائل ص ١٩٥).
(و رجوع شود به الموافقات ج ٣ ص ٢٧).
أَدِلّه ارْبَعَة
- اين اصطلاح اصولى است و مراد كتاب يعنى قرآن، اخبار، اجماع و عقل است كه مأخذ احكام اسلامى است رجوع شود بهر يك ازين كلمات.
أَدلّه شَرْعِيّة
- اين اصطلاح اصولى است. ادله شرعيه در برابر ادله عقليه و ادله لفظيه است «الادلة الشرعية لا تنافى قضايا العقول» كه احكام عقول سليمه راجحه منافى با مقتضاى ادله شرعيه نمىباشند.
(الموافقات ج ٣ ص ١٣) «الادلة الشرعية ضربان احدهما ان يكون على طريقة البرهان العقلى فيستدل به على مطلوب الذى جعل دليلا عليه و كان تعليما للامّة كيف يستدلون على المخالفين ... كقوله. «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» و الثانى مبنى على الموافقه