فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٢٩ - الف
نهگانه است. و جسم را نيز برزخ گويد.
(ش ص ٢٨٥) و تمام اجسام ظلمانيه و هيآت و اعراض نوريه و ظلمانيه در وجود نياز بنور مجرد دارند و نور مجرد قابل اشاره حسيه نباشد و انوارى كه قابل اشاره حسيهاند انوار عرضيهاند مانند نور شمس.
(ش ص ٢٨٩) و نور مجرد همان نور لنفسه است و نور عارض نور لنفسه نباشد و نفوس ناطقه انسانى و فلكى و غيره نور مجردند و بنا بر اين نور يا نور فى نفسه لنفسه است كه نور محض است و يا نور فى- نفسه و لغيره است كه نورى عارض است.
(ش ص ٢٩٩) انوار مجرده عقليه در مراتب نورى خود متفاوت به كمال و نقصاند نه متفاوت بالنوع. (ش ص ٣٠٣) و انوار مجرده عبارت از نفوس و عقولاند و آنها انوار الهيهاند.
(ش ص ٣٠٤- ٣٠٥) و انوار مجرده محضه انوار قائمه بذاتاند و آنها عقول طوليه مشائياناند و بالاترين انوار نور الانوار است.
(ش ص ٣٠٦) و آن نور الانوار را نور اعظم و نور قيوم و نور مقدس و نور قهار گويند كه غنى بالذات است. (ش ص ٣٠٧) و بعد از نور الانوار نور اول و بعد انوار مجرده از نفوس و عقول طوليه و بعد انوار مجرده مدبره فلكيهاند كه نفوس ناطقه فلكيه باشند.
(ش ص ٣١٨- ٣٢١) نور اول را نور اقرب هم گويند و نور عظيم هم نامند كه فهلويان بهمن گويند. (ش ص ٣٢١) و انوار مجرده عاليه همان عقول و نفوس طوليهاند و انوار قاهرهاند.
(ش ص ٢٤٤) و انوار مجرده متصرفه همان نفوس ناطقهاند كه يا فلكىاند و يا انسى.
و انوار مدبره علويه همان نفوس ناطقه فلكيهاند. (ش ص ٣٥٧) و انوار مجرده مدبره انسيه همان نفوس ناطقه انسانىاند و انوار قاهره عقولاند بطور مطلق (ش ص ٣٦٨) و مدبرات بطور مطلق انوار مدبره و انوار قاهره، ارباب انواع و انوار مدبرهاند. (ش ص ٣٨٩) در هر حال مراد از انوار اسپهبديه نفوس ناطقه است اعم از نفوس ناطقه فلكى يا انسانى و عقول مجرده را بطور مطلق اعم از طوليه و عرضيه انوار قاهره ناميده است.
و انوار قاهره اعلون عقول مجرده مرتبه طوليه را گويد كه قواهر عاليه هم ناميده است و عقول متكافئه عرضيه را انوار قاهره سافله و انوار متكافئه ناميده است و مراد از انوار مدبره نيز نفوس فلكيه است.
«فيكون مدبرها اى مدبر الافلاك نور مجردهاى عن المادة لا عن علاقته و علتها مجردة عنها و قد سميها اى مدبر الفلك و هو نفسه الناطقة النور الاسفهبدية لانه باللسان الفهلوى زعيم الجيش و رأسه و النفس الناطقة رئيس البدن و ما فيه من-