فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥١٨ - ت
اعتمادى دارد و بظن نيكو تحكم وى پذيرى و كوشش در حظ نفس خود بگذارى.
اين است كه قواى نفسانى انسانها همه در تحت فرمان نفس مطمئنه درآيد آنگاه است كه شمس و قمر روز و شب همه در تسخير انسان درآيد.
تَسْليمِ بَيْع
- (اصطلاح فقهى) تسليم كردن. مبيع بود به خريدار به محض وقوع معمله معجل. اينكه فروشنده قادر بر تحويل دادن مال مورد معامله باشد و اين امر در كليه مبادلات صادق است. و در مبادلات مؤجله نيز در سررسيد موعد قدرت بر تسليم لازم است.
١- مبيع بايد مقدور التسليم باشد و الا مستلزم غرر خواهد بود. بنا بر اين مبيع كبوتر در هوا وقتى عادت به برگشتن نداشته باشد جائز نيست.
براى مشروط بودن قدرت بر تسليم استدلال كردهاند بحديث لا تبع ما ليس عندك يعنى نفروش آنچه را كه نزد تو نيست زيرا مقصود اين نبوده كه چيزى كه مال تو نيست آن را مفروش و الا ميگفت لا تبع ما ليس لك پس تعبير باين نحو ظاهر است در منع از فروش چيزى كه بايع بآن سلطنت فعلى ندارد بهر حال در معتبر بودن قدرت بر تسليم حرفى نيست حرفى كه هست در اين است كه آيا مناط اعتبار بقدرت بر تسليم وقت بيع است يا قدرت بر تسليم بعد از بيع كافى است.
مقتضاى صحت بيع سلم و امثال آن قدرت بر تسليم است در موقع لزوم تسليم، نه هنگام وقوع عقد.
١- آيا قدرت مشترى بر تسليم كافى است اگر چه بايع قادر بر تسليم نباشد كه بر اين تقدير بيع حيوانى كه فرار كرده باشد. و اگر مبناى اين شرط جلوگيرى از غرر و جهالت باشد در فرض مزبور غرر بكسى كه قادر است بگرفتن آن صحيح و جهالتى نيست. و اگر مدرك اعتبار اين شرط اجماع و حديث لا تبع ما ليس عندك باشد نبايد آن را صحيح دانست.
تسليم مال الاجاره مثل تسليم ثمن است در بيع كه بايد آن را نقد پرداخت مگر اينكه قرارداد ديگرى در ميان باشد.
همان طور كه وقتى كه عين مستأجره بمستأجر تسليم شده موجر مستحق مال- الاجاره است در مورد اخير نيز وقتى خود را آماده براى عمل نموده و معدات آن را فراهم ساخت حقا مىبايست مستحق تمام اجرت باشد و نبايست بين آنها فرق گذاشت و لكن نظر باحتمال عروض موانع از استمرار عمل عادت بر اين جارى شده كه هر يك از بايع و مشترى و اجير و مستأجر پس از وقوع عقد حق دارد از طرف مقابل آنچه را كه عقد بر آن واقع شده و مالك آن گرديده مطالبه نمايد. بنا بر اين استحقاق مطالبه از لوازم ذات عقد است نه آنكه از لوازم تسليم احد طرفين باشد باين معنى كه حق مطالبه باو اختصاص داده ميشود.
و لكن مرحوم سيد در عروه اين طور فتوى داده كه موجر مستحق مطالبه نيست جز به تسلم عين يا عمل چنانچه مستأجر نيز وقتى حق، مطالبه دارد كه اجرت را تسليم كرده باشد.
تَسْليمَه
- (اصطلاح فقهى) رجوع به تسليم شود.
تَسْميط
- (اصطلاح ادبى) و آن اين بود كه