فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٩٦ - ب
شرح لمعه ص ٢٦٦).
در كليات حقوقى آمده است:
بيع ثمره اشجار يا قبل از ظهور ثمره است يا بعد از آن اما قبل از آنكه ايمن از آفت باشد (بد و صلاح) درست نباشد و جواز آن بعد از ظهور ثمره و ايمن بودن از آفت است.
(كليات ص ٨٣)
بَديْع
- (اصطلاح ادبى و فلسفى) بديع يعنى تازه و موجود لاعن سابقة و اطلاق بر اسمى از اسماء اله شود بحكم «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و سخنى است كه مشتمل بر اصول بديعى است و بر يكى از علوم عربيت (معانى- بيان- بديع) اطلاق شده است و آن عبارت از معرفت قوافى است كه از آنجا فصاحت تراكيب معلوم نمايند.
و بدان محترز شوند از خطا و تطبيق كلام بر مقتضاى حال، بعضى از علماء عربيت هر سه علم (معانى، بيان و بديع) را بديع خواندهاند زيرا اين علوم سهگانه براى احتراز از خطا و تطبيق كلام بر مقتضاى حال باشد و بالجمله بواسطه علم بديع شناخته ميشود وجوه تحسين كلام بعد از رعايت مطابقت و وضوح دلالت كه رعايت شرائط فصاحت و بلاغت باشد و وجوه تحسين كلام بر دو قسم است يكى محسنات معنويه و ديگرى لفظيه تحسين معنوى از جمله مطابقت است كه طباق و تضاد هم نامند و آن جمع بين متضادين است و طباق بر دو قسم باشد يكى طباق ايجاب و ديگر طباق سلب و بالجمله جمع ما بين متضادات مانند وَ- تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ و هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ و لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ و أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ (از مطول ص ٣٥٠- كشاف ج ١ ص ١٥٠- نفائس ص ٤١)- و در اصطلاح فلسفى هر موجودى كه مسبوق بماده و مدت نباشد بديع خوانند و به همين اساس است اطلاق آن بر خداى متعال كه فرمود بديع السماوات و الارض.
رجوع شود بفرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده.
بَديهىّ
- (اصطلاح فلسفى و منطقى) بديهى يعنى آنچه بدون تأمّل و فكر و استدلال حاصل شود معارف بديهى يعنى معارفى كه در حصول آن شخص نيازى به برهان و فكر و تعمق ندارد.
تصورات و تصديقات كه حصول آنها متوقف بر كسب و استدلال نباشد بديهيات مينامند مانند تصديق باين كه آتش حار است و شش قسمند الف- اوليات ب- فطريات ج- مشاهدات د- متواترات ه- حدسيات و- تجربيات. اوليات مانند اين قضيه كه كل بزرگتر از جزء خود است.
فطريات قضائى هستند كه قياسات آنها با آنها است (اربعه زوج است).
مشاهدات آنچه بوسيله حواس ظاهرى ادراك شود.
متواترات مانند قضايائى كه شهرت و يا اجماع بر وقوع يا لا وقوع آنها باشد.
حدسيات قضايائى كه بر مبناى حدس و گمان باشند.