فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٧٣ - ب
در تقدير گرفته ميشود يا در ضميرى كه بدان معمول باز گردد عمل كند، عده از نحويان گويند عمل را بعامل اول دهند و دومى در ضمير او عمل كند مانند «قام و قعدا اخواك» و «رأيت و اكرمتهما ابويك» كه فعل اول كه قام و رأيت باشد عمل كردهاند در اسم كه اخواك و ابويك باشد و قعدا و اكرمتهما ضمير گرفتهاند و در اينجا عود ضمير بر متأخر شده است بر خلاف قاعده و بدين جهت برخى گويند عمل را بدوم دهند و گويند «قاما و قعد اخواك» كه دوم عمل كرده باشد و اول در ضمير عمل كرده باشد در اينجا عود ضمير بر متأخر است بدو مرتبه در هر حال هر كدام در اسم ظاهر عمل كنند ديگرى بايد در ضميرى عمل كند مطابق با اسم ظاهر در تثنيه و جمع و جز آن مانند «يحسنان و يسيء ابناكا» كه يسيء در ابناكا عمل كرده است.
و در يحسن ضمير فاعل گرفته شده است و عود ضمير در اينجا بر متأخر بلا اشكال است و يا اضمار قبل از ذكر نيز بلا اشكال است مانند «ربّه رجلا زيد» و از باب عمل كردن دوم است مانند «ضربت و ضربنى زيد» و در اين صورت ضمير مفعولى در لفظ نتوان آورد و در تقدير است پس ضمير مرفوع را توان در لفظ آورد رجوع شود به (سيوطى ص ٨٠).
بابَكِيّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه باشند پيرو بابك خرم دين كه در روزگاران خلفاى اموى فتنهها كردند.
(از كشاف ج ١ ص ١٥٧) گويند وى محرمات را مباح كرد (از مختصر الفرق ص ١٦٢)
بادِه
- (اصطلاح عرفانى) باده نزد صوفيان نصرت الهى است و عشق منيف را نيز باده گويند.
لاهيجى گويد: بعضى در مدرسه ميان اهل وسوسه بسيار جان كندهاند و كمندى چند از تقليد در گردن افكندهاند نه در ميخانه بحق باده عرفان نوشند، نه در قدم پير مغان به تهذيب اخلاق كوشند.
حافظ گويد:
چه ملامت رسد آن را كه چنين باده خورد
اين نه عيب است بر عاشق رند و نه خطا است
بادهنوشى كه در او روى و ريائى نبود
بهتر از زهدفروشى كه در او روى و رياست