فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٩ - الف
و از آن جهت كه مبادى وجود عالم آفرينشاند مبادى اوليه نامند. (شفا ج ٢ ص ٥١٤).
اسْباب عَقْلِىّ
- آنچه عقلا سبب باشد مانند تعلم كه سبب علم است.
اسْباب عِلْم
- اين اصطلاح كلامى است. متكلمان اسباب دانش را سه امر ميدانند يكى نقل كه اخبار متواتر بود و آيات و دوم حواس سالم و سوم عقل.
(رجوع شود به عقايد نسفيه ص ٢٦)
اسْبابِ فُرقَت نِكاح
- (اصطلاح اصول و قواعد فقه) اسباب جدائى زن و شوى و قطع علقه نكاح عبارتند از خلع، طلاق، مبارات، فسخ، عيب، كفر، تجدد عتق، رضاع، مصاهره، استرقاق زوج، تجدد اسلام و لعان. (از قواعد شهيد ص ١٨٢).
اسْبابِ فَسْخ نِكاح
- (از اصطلاحات فقهى و قواعد فقه است) در كليات آمده است:
در صورتى كه زوج مرتد گردد و ارتدادش ملى باشد زن بايد از او جدا شده و عده نگاه بدارد، پس اگر قبل از انقضاء عده مرد باسلام بازگشت نمود رابطه زوجيت بين آنها برقرار خواهد بود.
در صورتى كه ارتدادش فطرى باشد بمجرد ارتداد، افتراق قطعى بين آنها حاصل خواهد شد. و عده زن بر اين تقدير عده وفات است.
در صورتى كه ارتداد از طرف زن باشد حصول افتراق قطعى موقوف بانقضاء عده است و عده زن عده طلاق است. پس اگر زن در اثناء عده توبه كرد و باسلام عودت نمود زوجيت باقى و برقرار خواهد بود.
عيوبى كه مشترك است بين مرد و زن يعنى در هر كدام باشد ديگرى حق فسخ نكاح را خواهد داشت بدين قرار است: ١- جنون و لو ادوارى باشد ٢- جذام ٣- برص.
١- كوبيدگى انثيين كه مقصود از آن خايه است بطورى كه بالمره از كار افتاده باشد و يك چنين حالتى را بعربى خصاء و وجاء گويند.
٢- عنن و آن ضعفى است مخصوص آلت رجوليت خواه اصلى باشد يا عرضى.
٣- جب و آن قطع آلت رجوليت است.
٤- افضاء و آن عبارت است از اينكه مسلك بول و حيض يكى شده باشد.
٥- قرن آن استخوانى است در رحم مانع از وقاع و زنى را كه داراى اين عيب باشد قرناء گويند.
٦- رتق و آن التحام رحم است بطورى كه مانع از وطى باشد و زنى كه اين عيب را دارا باشد رتقاء گويند.
٧- لنگى بطورى كه زمينگير شده باشد.
عيوب مذكوره باستثناى جنون و عنن وقتى موجب حق فسخ خواهند بود كه مجهول بوده و موجود قبل از عقد باشند.
در مورد عنن، زن قبل از ارجاع امر بحاكم شرع حق فسخ ندارد.
و پس از ارجاع امر بحاكم، حاكم يك سال براى اينكه مرد مجال معالجه داشته