فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٩١ - ب
موجودات هم ميدانند و بهر حال همه انواع كيفيات ملموسه و محسوسه را براى ستارگان هم ميدانند و بدين جهت گفتهاند كه بخورات كواكب چهارده است، هر كوكبى را دو بخور بود يكى بخور موافق طبع در هنگام مماثلت و ديگر بخور مخالف طبع در هنگام مقابلت و باز گويند براى هر ستاره مجمرى بود و بخورى.
و گويند حاصل بخور آفتاب عود است و حال بخور مشترى عنبر است و حاصل بخور مريخ سندروس است و بخور زهره زعفران است و بخور عطارد مصطكى است.
البته از اين امزجه و تركيبات نتائجى حاصل ميكنند.
بايد توجه داشت كه بسيارى از احكام نجوم و اصول علوم غريبه ناشى از دوران ستارهپرستى است و منشأ آن را بايد در ملتهاى بابل جستجو كرد و همين طور طلسمات و اشكالى كه از صور كواكب در ادعيه استفاده شده است. و احيانا از نيروى ستارگان براى حل مشكلات مادى و زندگى كمك گرفته شده است و اين امر در تاريخ تفكر بشرى سابقه طولانى دارد و بسيارى از علوم و اطلاع انسان از اوضاع جوى نتيجه همين دقتها و يا احيانا موهومات بوده است (رجوع شود به رسائل جابر ص ٨٧ و مماثلت و مقابلت)
بَخيل
- (اصطلاح اخلاقى) بخيل در لغت نابخشنده باشد و آنست كه حقوق واجبه چون زكات و نفقات را ندهد و گفته شده است بخيل آنست كه مال خود را بكسى ندهد (از كشاف ج ١ ص ١٥٧).
بُدّ
- (اصطلاح كلامى) اين كلمه مأخوذ از احاديث است كه فرمودند: انا- بدك اللازم فالزم بدك.
يعنى مصاحب و همراه كسى كه معين انسان است و آنكه در هر حال همراه آدمى است و ناظر بافعال و كردار آدمى است خداى متعال است.
بَداء
- بداء يعنى ظهور امرى يا رأيى بعد از خفاء آن اين اصطلاح كلامى است و مبناى بحث آن چنين است كه آيا بداء درباره خداى عالم جائز است يا نه باين معنى كه ممكن است خداى متعال امرى را مقرر گرداند و بعدا انصراف حاصل كند.
متكلمان اغلب ميگويند انتساب بداء باين معنى بذات حق كفر است و از طرفى در شرايع اين گونه امور ديده شده است لذا در فكر توجيه و تفسير آن درباره خدا افتادهاند و گفتهاند بداء در مورد ذات خدا باين معنى است كه بندگان امرى و حكمى را طورى تصور كنند و حال آنكه در لوح محفوظ غير از آن باشد و چون آنچه مرقوم در لوح محفوظ است از بندگان مخفى است لذا توجه بدان ندارند و خلاف آن را در لوح محو و اثبات و يا عالم قدر مشاهده ميكنند و موقعى كه براى آنان آنچه در لوح محفوظ مضبوط و مرقوم است معلوم و خلاف آنچه فكر ميكنند آشكار شد گمان برند بداء حاصل شده است.