فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٦٢ - الف
برجى بود و كوكبى در برجى ديگر نظير آن و اجتماع عبارت از اين بود كه دو كوكب در يك برج گرد آيند. منجمان گويند هر گاه ستاره زحل با مشترى نزديك شوند جنگ در اقاليم عموميت يابد و در تقارن مريخ و زحل نيز چنين بود.
(از شمس المعارف الكبرى ص ٣١)
اقترانِىّ
- (اصطلاح منطق) قياس اقترانى رجوع شود به فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده در قياس اقترانى.
اقتِضاء و تَغْيير
- اين اصطلاح هم اصولى و هم فقهى است و منظور از اقتضاء الزام است و تخيير اباحت است. اقتضاء بر چهار قسم است. اقتضاء در جهت مثبت، اقتضاء در جهت منفى، اقتضاء در جهت مثبت يا بسرحد الزام و الجاء است واجب است و يا الزام ضعيف است كه ترك آن هم رواست مستحب است و اقتضاء در جهت منفى يا بسرحد الزامست با منع از فعل كه حرامست يا بدون منع از فعل كه مكروه است (از تلويح ص ٢٥- ٢٦) و بالجمله اقتضاء تقاضا كردن و طلب كردن باشد و در فقه طلب فعل باشد يا طلب ترك فعل و هر يك دو قسم است (از دستور ج ١ ص ١٤٧- موافقات ج ٣ ص ٤٧).
اقتِطاع
- (اصطلاح ادبى) اقتطاع نزد اهل معانى حذف بعضى كلمه را گويند ابن اثير گويد: در قرآن اقتطاع نباشد لكن برخى از فواتح سور را از اين قبيل دانند بنا بر آنكه هر حرفى مقطع اسمى از اسماء اللّه باشد. (از كشاف ج ٢ ص ١٢٠١)
اقْرار
- اين اصطلاح فقهى است و مأخوذ از قرار و به معنى ثبات است و در شرع اخبار بحق ديگرى است بوسيله اعلام بقول در شخص سالم و در مقابل انكار است در اين مورد اخبار و رواياتى هست كه همه دال بر خوبى اقرار است در صورتى كه گناه و جرم جنبه حق الناس داشته باشد بحكم «قولوا الحقّ و لو على انفسكم» در گناهان ديگر كه حق اللّه است روا نيست بلكه توجه بايد كردن نه اقرار كه اشاعه فحشاء باشد و آن خود جرم است، در ديون و غصب و حرق و نهب و غارت و جرح و قتل و جز آن كه حق الناس است گناهكار بهتر است اقرار نمايند تا عواقب كار او دامنگير ديگرى نشود و صاحب حق بحق خود برسد و گويند
«اقرار العقلاء على انفسهم جايز»
هر كس با شعور و عقل بر ضرر خود اقرار كرد مأخوذ است و مسموع، اقراركننده را مقر و آنكه بر نفعش اقرار صورت گرفته است مقر له و امر مورد اقرار را مقر به گويند. (رجوع شود به شرح لمعه ج ٢ ص ١٧٥- كشاف ج ٢ ص ١١٨٣).
«و لا بد من كون المقرّ كاملا خاليا من الحجر لنفسه و اقرار المريض من الثلث ... و فى الاقرار بالنسب يشترط فيه اهلية المقر و امكان الحاق المقربه».
در كليات حقوقى آمده است:
اقرار عبارت است از اينكه شخصى خبر دهد از حق ثابتى كه ديگرى بر او دارد.
پس اخبار از حقى راجع به آينده اقرار نبوده بلكه داخل در وعده است. و وفاء