فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٧٢ - ت
تَقْطيع
- (اصطلاح ادبى) نزد اهل ادب برابر نمودن اجزاء كلام باشد باجزاء افاعيل يعنى حرف متحرك مقابل متحرك و ساكن مقابل ساكن رجوع شود به (دره نجفى ص ١٥).
تَقْليد
- (اصطلاح فقهى) در لغت آويزان كردن قلاده باشد بر گردن و افسار بگردن خود زدن است و در اصطلاح عمل بقول غير است بدون درخواست دليل مانند اطاعت عامى از مجتهد اعلم و جامع شرائط فتوى، تقليد در اسلام در فروع است نه در اصول و بر مجتهد تقليد از غير حرام است يعنى مجتهد بايد برأى خود عمل كند و در ضروريات و اصول هم براى همه حرام است و تقليد از كارهاى ديگران كه ناپسند است روا نيست و آياتى چند در مذمت تقليد آمده است كه در اين آيات مذمت كند از كسانى كه به پيروى از آباء و اجداد خود پاىبند بكهنه و بتپرستى ميباشند و حاضر به درك حقايق نمىباشند (از قوانين ج ٢ ص ١٧٦ كشاف ج ٢ ص ٤٣٤- قواعد شهيد ص ١٧٨- معالم ص ٢٣٦).
در اصول رشاد آمده است:
مسأله لزوم تقليد جاهل از عالم از مسائل بديهيه و متفق عليها است و عامى هم در عرف اهل اصول اعم است از عامى بسيط و عالمى كه هنوز بدرجه اجتهاد بالغ نگرديده است.
شخص عامى از يك طرف مكلف باتيان تكاليفى است كه بر توجه آنها به سوى خود علم اجمالى دارد و از طرفى ديگر قادر باستخراج صورت تفصيلى آنها از از منابع مربوطه نيست بنا بر اين ناچار است بشخصى كه آشنا باحكام و قادر باستنباط آنها از مبادى اصليه است مراجعه نموده و تكاليف تفصيلى خود را از وى سؤال و بگفتههاى او عمل نمايد- لكن لازم است كه آن شخص علاوه بر واجد بودن شرائط علمى اجتهاد- مؤمن و عادل و صادق القول نيز باشد تا آراء و گفتههايش اطمينانبخش گردد.
هر گاه مجتهد متعدد و همگى از حيث علم و تقوى با هم مساوى باشند عامى در مراجعه بهر يك از آنها مخير خواهد بود ولى اگر يكى اعلم و اتقى از ديگران باشد در اين صورت اعلم و اتقى را انتخاب خواهد كرد- و هر گاه يكى اعلم و ديگرى اتقى باشد رجحان با اعلم خواهد بود چه آنكه وسيله استنباط احكام شرعيه علم است نه تقوى- و از تقوى همان اندازه كه وى را ميباشد.
مسأله ديگرى كه در اين مقام شايان توجه ميباشد اين است كه عامى بايد بر شايستگى و جامع الشرائط بودن مفتى علم و يقين حاصل كند زيرا مجرد ظن در اين مورد كافى نيست و دليلى بر حجيت چنين ظنى قائم نگرديده است اكنون بايد ديد كه اين علم چگونه و بچه وسيله ممكن است براى يك عامى كه خود بهره از علم ندارد حاصل شود.
محقق (قد) در اين مورد بيانى دارد كه خلاصه مفادش اين است: مقلد در تشخيص مفتى نبايد بظواهر امور اكتفاء ورزد يعنى اگر شخصى را مثلا در صدر امور دينى مشاهده كند و يا آوازه شهرتش را بشنود و يا خلق را بسوى وى متوجه ببيند و يا معروفيتش را به زهد و تقوى