فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٤٤ - ت
موجب تعزير است و بالجمله استعمال لفظ ميباشد در ما وضع له با اشاره بغير ما وضع له كه مفاد از سياق كلام است مانند «وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي» يعنى ما لكم و يا «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» يعنى عمل ديگران كه شرك ميورزند چون پيغمبر مشرك نبوده و نمىشد. و گاه براى آن آرند كه طرف متنبه شود يا غضبناك نشود بموجب آنكه: خوشتر آن باشد كه راز دلبران گفته آيد در حديث ديگران (از مختصر المعانى ص ٦١- شرح لمعه ج ٢ ص ٢٩٩- كشاف ج ٢ ص ٩٨٩).
در ابدع البدائع آرد: تعريض آنست كه متكلم اداى مقصود را بكلامى كند كه دلالت آن بر مراد نه از بابت حقيقت باشد و نه مجاز بلكه ادراك معنى از جوانب و اطراف آن لفظ شود.
سعدى
نگويمت چو زبانآوران رنگآميز
كه ابر مشك فشانى و بحر گوهرزاى
نكاهد آنچه نوشت است عمر و نفزايد
پس اين چه فايده گفتن كه تا بحشر بپاى