فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٩٥ - ت
تغيير حديث به حرفي و نقطه و در نزد قراء تغيير الفاظ براى مراعات صوت (از كشاف ج ١ ص ٣٥٧) بحث است كه آيا در قرآن تحريفى وجود دارد يا نه و قول تحقيق آنست كه در قرآن تحريفى نشده است «انهم اختلفوا في وقوع التحريف و النقصان في القرآن و عدمه فعن اكثر الاخباريين انه وقع فيه التحريف و الزيادة و الزيادة و النقصان و هو الظاهر من الكلينى و شيخه على بن ابراهيم قمى ...» (از قوانين ج ١ ص ٤٠٣)
تَحْريك
- (اصطلاح كلامى) تحريك يعنى جنبش و حركت كردن، در مباحث مشرقيه آرد: كه بعضى گمان برند تحريك عبارت از نسبت حركت است بفاعل و تحرك عبارت از نسبت حركت است به منفعل و اين گمان باطل است بلكه تحريك نسبت فاعل است به حركت و تحرك نسبت منفعل است بحركت.
(از مباحث ص ٦٣٨ و رجوع به تفسير ص ١٥٩٩ شود)
تَحْريمَه
- (اصطلاح فقهى) در لغت چيزى را حرام قرار دادن و در فقه تكبيرة الاحرام را گويند كه تكبيره، در اول نماز باشد زيرا بواسطه آن كارهاى مباح براى مصلى حرام ميشود (از كشاف ج ١ ص ٤٠٥ شرح لمعه ج ١ ص ٧٠)
تَحَرّى
- (اصطلاح اصولى و كلامى) در لغت طلب باشد و در شرع طلب چيزى از عبادات و احكام است در مقامى كه نتوان حقيقت را دريافت كه بايد براى بدست آوردن آن مكلف تحرى كند و در موقعى كه مأيوس شده عمل بظن كند (از كشاف ج ١ ص ٤٣٦).
تَحْصيلِ حاصِل
- (اصطلاح اصولى و ادبى) بدنبال بدست آوردن چيزى رفتن كه خود حاصل بود و گويند تحصيل حاصل قبيح است يعنى ناپسند و زشت است كه انسان چيزى را طلب كند كه خود حاصل است.
تَحَفُّظ
- (اصطلاح فلسفى و اخلاقى است) و يكى از انواع فضائل است كه تحت حكمت است.
خواجه طوسى گويد: و اما تحفظ وسط بود ميان عنايتى زايد بضبط آنچه ضبطش بيفائده بود و ميان غفلتى از استثبات صور كه مؤدى بود باعراض از آنچه حفظش مهم باشد و يا آن بود كه صورتهائى را كه عقل يا وهم بقوت تفكر يا تخيل ملخص و مستخلص گردانيده باشد نيك نگاه دارد و ضبط كند.
(از اخلاق ناصرى ص ٧٥ و ٨٥)
تَحَقُّق
- (فلسفه) تحقق يعنى صورت حقيقت بخود گرفتن و متحقق و متقرر در خارج شدن و واقعيت داشتن و در اصطلاح عرفا عبارت از تكلف عبد است براى كشف حقيقت و ظهور حق است در صور اسمائيه تا آنكه بنده حقايق را دريابد.
(از لمع ص ٣٣٦- اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٦٥). رجوع به حقيقت و حق شود.
تَحْقيق
- (اصطلاح كلامى و عرفانى و فلسفى) در كلام. مرادف با ثبوت، كون و وجود است و نزد معتزليان مرادف ثبوت است و اعم از كون و وجود است و در عرف اهل معقول اثبات مسأله است بدليل چنانكه تدقيق اثبات دليل است بدليل و نزد صوفيه ظهور حق است در صور