فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٢٨ - الف
انْوارِ قاهِرَة
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ قاهِرَه سافِلَه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ قاهِرَه صُورِيَّه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ مُجَرَّدَه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
شهاب الدين سهروردى در تعريف و تقسيم انوار مجرده و عارضه بحث مشبع كرده است.
انْوارِ مُتَصَرِّفَه
- رجوع به حكمة- الاشراق ترجمه. ص ٣٦٠ شود.
انْوارِ غُيُوب
- عبارت از انوارى است كه از عالم غيب بر دلها تابش كند (اصطلاحات فخر الدين).
انْوارِ هِدايَتْ
- عبارت از الهامات غيبى و تجلياتى است كه بر دلها تابش كند و راهنماى انسانها باشد بدريافت حقيقت، واسطى گويد «الناس على ثلاث طبقات، الطبقه الاولى من اللّه عليهم بانوار الهداية فهم معصومون من الكفر و الشرك و النفاق، الطبقه الثانية من اللّه عليهم بانوار العناية فهم معصومون من الصغائر و- الكبائر».
«الطبقة الثالثة من اللّه عليهم بالكفاية فهم معصومون عن الخواطر الفاسده و حركات اهل الغفلة» (طبقات ص ٣٠٦).
انْوارِ مُجَرَّدَه مُدَبِّرَه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ مُتَكافِئَه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ مُدَبِّره انْسِيَّه
- رجوع بانوار مدبره فلكيه شود.
انْوارِ مُدَبِّرَه فَلَكِيَّه
- اصول و اساس و بناى كار شيخ اشراق در فلسفه اشراقى خود، مسأله نور و ظلمت است كه مأخوذ از عقايد مذهبى زردشت و فلاسفه ايران باستان است و چنانكه بعدا بيان شود وى اشياء را تقسيم كرده است بنور و ظلمت همان طور كه مشائيان ماهيت و وجود و اجسام و مجردات گفتهاند. برزخ و ظلمت از نظر وى همان ماهيات و اجسام است، اجسام مظلمه در مقابل اجسام منوره است و ظلمت مقابل نور است و نور محض مجردات است. انوار مجرده مساوى با عقول مجرده مشائيان است.
و گويد: «الشيء ينقسم الى نور وضوء فى حقيقة نفسه و الى ما ليس بنور وضوء فى حقيقة نفسه و النور و الضوء و المراد بهما واحد».
(ش ص ٢٨٥) و نور منقسم ميشود بنور عارضى كه هيئت و عرض در غير است و نور غير عارض كه هيئت و عرض در غير نيست و آن نور مجرد است و آنچه نور نيست نيز منقسم شود بآنچه بىنياز از محل است و آنچه نيازمند، بىنياز جوهر غاسق است يعنى جوهر جسمانى مظلم است و آنچه محتاج بمحل است هيآت غير است و هيآت ظلمانى است و آن عرض و اعراض