فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٣ - الف
او گويد اجرام صغار بطور غير متناهى در خلاء پراكنده و دائما در حركت انتقالى ميباشند و از سوئى بسوئى ديگر ميروند و همين كشمكشها و حركات ايجاب ميكند كه بر حسب اتفاق و صدقه از تصادم و برخورد عده زيادى از آنها جهانى موجود شود. او عوالم و كرات متشكله از آن اجزاء را غير متناهى ميداند و كليات عوالم را بر حسب اتفاق و تصادف ميداند و لكن حوادث و امور جزئى جهان وجود را تابع علل و اسباب خاص ميداند.
(از شفا ج ١ ص ٢٦)
أَجْرامِ عِلوى
- موجودات فلكى و كواكب را گويند.
أَجرامِ فَلَكىّ
- موجودات فلكى و كواكب را گويند.
ناصر خسرو در بيان آنكه قواى نباتى از تأثير اجرام فلكى است گويد آنگاه گوئيم كه مزاجى كه از چهار طبع حاصل شود از بهر مزاج جسد مردم را چون بنيادى و هيوليست مر وجود روح نباتى را اندر مزاج طبايع تأثير اجرام فلكست اعنى كه قوت كشيدن غذا و افزودن و تخم آوردن از بهر زادن خويش اندر آن مزاج همى از تأثير اجرام فلكى پديد آيد.
(زاد المسافرين چاپ لندن ص ٢٩١)
أَجرامِ مُسْتَنِيرَة
- اجرام مستنيره مقابل اجرام منيره است و آن اجرامى است كه نور خود را از غير گيرد مانند ماه و ستارگان. (ش ص ٩٧)
أُجْرَةُ اْلِاجارَة
- (اصطلاح فقهى) معمولا وجه اجاره در استخدام و اجاره انسان را اجرت گويند رجوع باجاره شود.
إِجْزاء
- (اين اصطلاح اصولى است) و مراد اين است كه آيا انجام مأمور به بدان نحو كه خواسته شده است مقتضى اجزا است يعنى پس از انجام مأمور به امتثال تام حاصل شده است و آيا انجام مأمور به كاشف و مؤثر و علت براى امتثال هست يا نه و كفايت ميكند البته مسأله باين ترتيب كه مورد بحث كلى باشد درست نيست زيرا مسلما كه انجام مأمور به بدان نحو كه خواسته شده است موجب اجزاء و كفايت و امتثال است و مؤثر در سقوط تكليف است و هيچ كس نمىتواند بگويد انجام مأمور به بدان ترتيب كه آمر خواسته است كافى هست يا نه لكن مساله اين است كه آيا انجام مأمور بامر ظاهرى يا اضطرارى موجب سقوط تكليف از امر واقعى ميشود يا نه كه فرضا بر حسب اضطرار انسان مأمور باشد بامرى و آن را بر آن وجه كه در آن حال بايد انجام دهد با رعايت شرائط انجام دهد و بعد رفع اضطرار شود و يا پس از استفراغ وسع تكليف خود را دانست و مأمور به را احراز كرد و آن را با شرائط لازم بنظر خودش انجام داد و بعد معلوم شد كه امر و مأمور به واقعى طورى ديگر بوده است آيا انجام همان مأمور به بامر اضطرارى يا ظاهرى كافى است يا نه؟ اداء يا قضاء بايد پس از رفع مخطور يا كشف واقع انجام داد يا نه البته در مبحث تكرار و مرة هم در صورت قول بدلالت امر بر تكرار