فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٢٠ - ب
از وجود واحد بسيطاند ممتداتند و چون بحكم تناسب و سنخيت ميان علل و معلول بايد معلول مناسب با علت خود باشد و اين مناسبت ميان ممتدات و صور جسميه مفقود است و ميان آنها با ذات حق هم هيچ مناسبتى نيست زيرا بيان شد كه ما بين صورت و عقول اين تناسب و مناسبت نيست پس ناچار بايد معلولى باشد كه مناسبت با موجود حقيقى داشته باشد و آن هيولى است كه بسيط است و غير مركب و مناسب است كه از مبدأ فياض صادر شده و از جهت قبول امتدادش واسطه در صدور ممتدات است اين برهان را كسانى كه قائل بقدم هيولى هستند اقامه كردهاند.
(از اسفار ج ٢ ص ١٣٤- ١٣٥)
بُرْهانِ سُلَّمىّ
- (اصطلاح فلسفى) اين برهان را جهت اثبات تناهى ابعاد اقامه كردهاند و بيان آن اين است كه زاويه منفرجه فرض شود كه دو ضلع آن بطور بىنهايت امتداد يابد بهمان اندازه كه دو ضلع آن امتداد يابد بهمان اندازه هم بفواصل ميان دو ضلع افزوده شود و در نتيجه هر گاه امتداد دو ضلع بىنهايت باشد آخرين فاصلهاند و از يكديگر نيز بىنهايت خواهد بود در صورتى كه محصور بين دو حاصر است كه عبارت از دو ضلع باشد و محصور بودن با غير متناهى بودن آن منافات دارد يعنى محال است كه امرى كه محصور بين حاصرين ميباشد نيز غير متناهى باشد زيرا معنى غير متناهى بودن اين است كه حد و حصرى نداشته باشد.
(از اسفار ج ٢ ص ٨)
بُرْهانِ صِدّيقين
- (اصطلاح فلسفى) برهان صديقين يكى از براهين اثبات صانع و ذات واجب و توحيد خداى عالم است. اين برهان طريقه و روش انبياء و اولياء است كه از وجود اثبات وجود كردهاند و سادهترين بيان آن اين است.
الف- وجود امر واحد عينى و حقيقت بسيط است كه اختلاف ميان افراد آن به كمال و نقص و غنى و فقر است.
ب- وجود متأصل در خارج بوده و ذو مراتب است با شديت و اضعفيت و شدت و ضعف و مرتبت كمال و غايت شدت آن كه اكمل و اتم از آن نيست و متعلق بغير نبوده و تمام مراتب ديگر متعلق بآن ميباشد مرتبت فوق التمام و مرتبتى است كه از لحاظ شدت و قوت و مدت نامتناهى است.
ج- وجود تمام و تام قبل از وجود ناقص و غنى قبل از فقير و وجود قبل از عدم و فعل قبل از قوت است.
د- مرتبت كمال و تمام هر شىء عبارت از همان شىء است با چيزى زيادتر و در حقيقت وجود كامل حاوى تمام مراتب مادون خود است كه موجودات ناقصه باشند با امرى زيادتر كه كمال او است و در نتيجه مرتبت كمال و تمام هر چيزى محتاج بمراتب ناقصه و مادون خود نيست.
ه- وجودات بر دو قسماند يا ناقصاند و محتاج بمرتبت كمال خود و يا كاملند و مستغنى از مراتب ناقصه مادون خود زيرا واجد تمام مراتب است با امرى زيادتر كه كمال او است و آن واجب الوجود است و مراتب ناقصه ديگر ممكناتاند و بالجمله وجود يا تام الحقيقة و واجب الهوية