إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٠ - حاكم به اتحاد قضيتين در باب استصحاب كيست؟
سؤال: آيا در «ما نحن فيه» بين عرف و لسان دليل هم تفاوتى هست؟
جواب: مثلا دليلى به نحو «العنب اذا غلى يحرم» وارد شده يعنى: عنب وقتى غليان پيدا كرد، اتصاف به حرمت پيدا مىكند، موضوع دليل مذكور، عنب است لكن «دليلا» شامل زبيب نمىشود زيرا عنب از نظر دليل با زبيب، مغاير است لذا شما ترديد مىنمائيد كه زبيب هم همان حكم را دارد يا نه و نمىتوانيد بگوئيد: نفس دليل مذكور، شاملش مىشود چون دليل در مورد عنب، وارد شده اما عرفا بعيد نيست بگوئيم همان دليل، شامل زبيب هم مىشود منتها نه به جهت اينكه معناى عنب توسعه دارد و شامل زبيب هم مىشود، چون عرف هم حكم مىكند كأنّ عنب، غير از زبيب است اما درعينحال، خود عرف هم داراى معيارها و مناسباتى هست و چنين قضاوت مىكند كه: تغاير عنب و زبيب فقط در دو حالت يبوست و رطوبت است و آن دو حالت، چيزى نيست كه مقتضى تغاير و تشتت حكم باشد لذا اگر به عرف مراجعه نمائيم چهبسا او بدون تمسك به استصحاب مىگويد: حكمى كه براى عنب، ثابت شده براى زبيب هم ثابت است و اگر بخواهيم با شما مماشات نمائيم، مىگوئيم: همان حكمى كه براى عنب هست به كمك استصحاب براى زبيب هم ثابت مىكنيم [١].
خلاصه: اگر حاكم به اتحاد دو قضيه، عرف يا لسان دليل باشد، نتيجهاش مختلف است به نحوى كه بيان كرديم.
تذكر: مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى در كتاب شرح كفاية الاصول خويش- صفحه ٢٩٦- بعد از عبارت مذكور مصنف- ... عما هو ظاهر فيه- كأنّ به خلاصهگيرى و ذكر امثلهاى پرداختهاند كه «نگارنده» توجه شما را به آن جلب مىنمايد:
[١]چون بين قضيتين، تغايرى نيست.