إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٣ - اطلاق ادله لفظيه
و منه انقدح حال اطلاق ما دلّ من الروايات على التقليد، مع امكان دعوى الانسباق الى حال الحياة فيها(١).
و نتيجتا براى شنونده، علم، حاصل شود و طبق قطع خود عمل نمايد نه اينكه تعبدا قول او را بپذيرد و تقليد نمايد» [١].
ب: برفرض تسليم دلالت، آيات مذكور از جهت حيات و ممات مفتى اصلا اطلاق ندارد تا اينكه بتوان براى جواز تقليد ميت به آنها تمسك نمود زيرا آيات در مقام بيان اصل مشروعيت تقليد است و از جهت محل بحث، مهمل مىباشد و بديهى است كه استفاده اطلاق از يك دليل، منوط بر اين است كه متكلم از آن جهت، در مقام بيان باشد.
(١)يكى ديگر از ادله لفظيه، اطلاق اخبار مىباشد كه متن آنها را قبلا [٢] به نحو مشروح بيان كرديم.
مصنف رحمه اللّه: از آنچه در مورد آيات بيان كرديم [٣]، وضع اطلاق اخبار دال بر جواز تقليد هم براى شما مشخص شد زيرا اخبار هم- مانند آيات- از جهت بحث فعلى، مهمل مىباشد و در مقام بيان شرائط و امورى كه در تقليد مدخليت دارد، نيست تا بتوان به اطلاق آنها تمسك نمود.
قوله: «مع امكان دعوى الانسباق [٤] الى حال الحياة فيها».
«به علاوه» بين آيات و اخبار از اين جهت افتراق وجود دارد كه: بعضى از اخبار، انصراف و انسباق به «احيا» دارد و شامل اموات نمىشود مانند: «... و اما الحوادث الواقعة
[١]اشكالات ديگرى هم در استدلال به آيات بيان كرديم و نيز ر. ك: صفحه ٣٩٢.
[٢]ر. ك: صفحه ٣٩٤ و ٣٩٣.
[٣]يعنى: گفتيم آنها در مقام بيان اصل تشريع تقليد است.
[٤]لا وجه لدعوى الانسباق الى حال الحياة فى روايات التقليد اصلا فان الانسباق لو سلم اصله فهو بدوى يزول بالتأمل و ليس هو بمقدار الدلالة و الظهور على نحو صح الاستناد اليه و الاعتماد عليه.
ر. ك: عناية الاصول ٦/ ٢٨٥.